راه ترقی

آخرين مطالب

چند برداشت از مناظره هفته گذشته دموکرات‌ها مقالات

چند برداشت از مناظره هفته گذشته دموکرات‌ها
  بزرگنمايي:

راه ترقی - دیپلماسی ایرانی / متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست
روح الله نخعی | هفته گذشته، چهارمین مناظره کاندیداهای ریاست‌جمهوری دموکرات برگزار شد. با این مناظره سه‌ساعته، تا این لحظه کاندیداهای دموکرات بیش از یک نیم روز روی آنتن تلویزیون‌های ملی ایالات متحده مشغول بحث با یکدیگر بر سر شایستگی‌های انتخاباتی خود بوده‌اند و هنوز البته ساعت‌های بسیار باقی مانده است. رسانه‌ها از دقایقی پس از پایان مناظره به بررسی عملکرد حاضرین روی صحنه می‌پردازند و در کنار بررسی مواضع، گاهی به اعلام برنده و بازنده و به تعبیری اعلام «نتیجه» مناظره هم می‌پردازند. واقعیت اما اینجاست که با همه اهمیت مواضع و عملکردها، مهمترین بخش «نتیجه» یا همان تأثیرگذاری روی نظرات رأی‌دهندگان، زمان بیشتری برای مشخص‌شدن لازم دارد. به عبارتی، مناظرات سیاسی بیش از آن که مشابه فوتبال باشند، شبیه ژیمناستیک هستند و برای مشخص‌شدن برنده باید به انتظار رأی داوران نشست.
تا اینجا هم البته، مناظره‌ها روی انتخاب‌های اول رأی‌دهندگان دموکرات در نظرسنجی‌ها تأثیر چندانی نداشته‌اند. تنها حرکت جدی در نتیجه یک مناظره، رشد آراء کامالا هریس بعد از تقابلش با بایدن در مناظره اول بود که همان هم با گذشت زمان خنثی و با عدم‌تکرار در مناظرات بعدی بی‌معنا شد.
اما به جز این اعداد مهم، مناظرات خروجی‌های معنادار دیگری هم دارند. هدف‌هایی که برای حمله انتخاب می‌شوند، همدستی‌های موقت یا گاهی نه‌چندان موقت که روی سن شکل می‌گیرد، فرصت‌هایی که نامزدهای برای سخن‌گفتن پیدا می‌کنند، سیاست‌هایی که تبیین می‌کنند و حتی رفتار آن‌ها روی سن، قابلیت تفسیر و تحلیل دارد. با همین نگاه، 7 برداشت از مناظره هفته گذشته را مرور می‌کنیم.
1. رکورد بیجای 12 نفره
مناظره چهارم، برخلاف روال قبلی این دوره، علی‌رغم اینکه بیش از 10 نفر طبق قواعد تعریف شده به آن راه یافته بودند، به دو شب تقسیم نشد تا مناظره 12 نفره، رکورد تاریخی بیشترین تعداد رقیب روی صحنه را بشکند. واقعیت اما این است که چه 12 نفر این مناظره و چه جمعیت‌های 10 نفره قبلی، آن قدر زیاد هستند که عملا و تا حد زیادی، مناظره را از شکل می‌اندازند. کاندیداها، فرصت محدودی برای تبیین نظرات خود دارند و اغلب در میان تأکید بر موضع اصلی خود با تشکر مجریان مجبور به قطع صحبت‌های خود می‌شوند. فرصت بحث‌های دونفره یا بیشتر بسیار محدود است و زمان زیادی برای مقایسه مواضع در میان نمی‌ماند. در چنین شرایطی، خیلی‌ها ناچار می‌شوند با حربه‌های مختلفی از جمله تخطی از محدودیت زمانی، شکل‌دهی به چالش‌های دونفره و بیان مواضع تند یا با ادبیات خاص، فرصت محدود خود را باارزش‌تر کنند. خود کاندیداها هم صراحتا به این موضوع اشاره کردند. جو بایدن یک بار وقتی در میانه حرف خود با تشکر مجری مواجه شد، خیلی واضح گفت من هم مثل بقیه به حرفم ادامه می‌دهم. کوری بوکر دیگر کاندیدایی بود که به این وضعیت مستقیم اشاره کرد. جایی از مناظره تولسی گبرد، از گزینه‌های کم‌اقبال‌تر، سؤال تندی از الیزابت وارن پرسید اما مجری به دلیل کمبود وقت اجازه نداد گفت‌وگویی اتفاق بیفتد. از سویی عامل این وضعیت، کاندیداهایی هستند که بدون شانس جدی همچنان به رقابت ادامه می‌دهند اما علاوه‌بر افزایش پله‌ای شرایط راهیابی به مناظره، ذات این سیستم که فرصت کافی برای اثرگذاری به کاندیداهای کم‌هوادارتر نمی‌دهد، در نهایت باعث ریزش گزینه‌ها و جدی‌ترشدن بحث در نتیجه خواهد شد و این اتفاق هم زمانی خواهد افتاد که با نزدیک‌شدن رأی‌گیری‌ها، توجه بیشتری هم به مناظرات می‌شود.
2. وارن حالا حداقل «یکی از» پیشتازان حساب می‌شود
الیزابت وارن که مستمرا در حال رشد در نظرسنجی‌ها بوده‌است. در هفته‌های منتهی به مناظره در چند نظرسنجی ملی و چند نظرسنجی ایالت آیوا به عنوان اولین رقابت، از جو بایدن جلو افتاد. بحث بر سر اینکه آیا باید حالا او را پیشتاز در نظر گرفت هنوز در رسانه‌ها جریان دارد اما در اولین مناظره بعد از جایگاه جدید وارن، بسیاری از نامزدها با او مثل رقیب اصلی رفتار کردند. ایمی کلوبشار، پیت بوتجج، حتی تولسی گبرد و البته جو بایدن، این بار وارن را هدف جدی انتقادهای خود قرار می‌دادند. بایدن به عنوان رقیب اصلی وارن تا حدی ناچار به این تقابل است اما کسانی مثل کلوبشار و بوتجج با جایگاه‌های پایین‌تر در رقابت، به‌خصوص به دلیل تمایلی که به تعریف خود به عنوان گزینه معتدل دارند، عملاً حمله به وارن را به عنوان راه بقا انتخاب کرده‌اند. مزیت پیشتازی وارن در این میان برای آن‌ها این است که با توجه به فاصله مواضع، راحت‌تر از پیشتاز پیشین، یعنی بایدن می‌توانند وارد تقابل با او شوند.
3. سندرز جایی نمی‌رود
نفر سوم رقابتی که از دید بسیاری کم‌کم باید سه یا حداکثر چهارنفره حسابش کرد، در فاصله مناظره قبلی با این مناظره، یک حمله قلبی را از سر گذراند. با توجه به سن‌وسال بالای برنی سندرز، این حمله قلبی ضربه‌ای واقعی به موقعیت او در نظرسنجی‌ها زد و باعث شد بسیاری از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی‌ها، سن‌وسال او را به عنوان عاملی منفی اعلام کنند و برخی نیز این حمله قلبی را ضربه کاری به کارزار سندرز بخوانند. این مناظره اما قویترین حضور سندرز را در خود دید. سندرز حرف‌ها و تبیین‌های تازه ارائه کرد، شاداب‌تر به نظر رسید و یک شوخی خوب هم با بایدن داشت و در نهایت برنامه تجمع بازگشت خود را هم اعمال کرد. اگر این مناظره برای مرددها قانع‌کننده نبود، تجمع «برنی برگشته» با اعلام حمایت نام‌های مهمی مثل الکساندرا اوکازیو کورتز، مشخص کرد که سندرز هنوز قصد کناررفتن ندارد.
4. علامت‌های آشکار کلوبشار و بوتجج
هری انتن، کارشناس سی‌ان‌ان که سال‌ها مشغول تحقیق در آمار و ارقام انتخاباتی بوده‌است نشان می‌دهد با بررسی رقابت‌های سال‌های پیشین نتیجه گرفته‌است که 15درصد احتمال دارد کسی غیر از بایدن، وارن و سندرز پیروز این رقابت شود. می‌توان گفت مشخص‌ترین برنامه برای معرفی خود به عنوان نفر چهارم این رقابت سه‌نفره را بوتجج و پس از او کلوبشار داشتند. کلوبشار آشکارا به دنبال معرفی خود به عنوان گزینه «انتخاب‌پذیر»، یعنی گزینه قابل‌قبول برای مستقل‌ها و جمهوری‌خواهان جهت پیروزی در رقابت اصلی بوده‌است و هر بار این موضع را شفاف‌تر تبیین می‌کند. تلاش کلوبشار برای تأکید بر محبوبیتش در منطقه «میدوست» یا همان غرب، به همراه سوابقش و البته زن‌بودن او، شانس او برای ادامه حضور در رقابت را تبیین می‌کنند اما مشخصاً او به افت بایدن یا حتی رشد وارن برای جدی‌ترشدن استدلال خود نیاز دارد. بوتجج، شهردار جوان نیز کم‌وبیش چنین وضعیتی دارد با این تفاوت که در نظرسنجی‌ها همین حالا هم به عنوان نفر چهارم حضور دارد. او که تصمیم گرفته مانند کلوبشار و بایدن در خط میانه‌روهای حزب رقابت کند، البته رفتار تقابلی‌تری از خود نشان داد تا توانایی‌های خود در این زمینه را نیز به رخ بکشد. هر چند باید دید تقابل او با وارن و شبه‌حمله‌اش به اورورک، مطلوب هواداران خواهد بود یا برعکس، مثل حمله کاسترو به بایدن در مناظره قبلی، به او ضربه خواهد زد؛ اما درصد پایین بوتجج در نظرسنجی‌ها، او را مشخصاً ریسک‌پذیرتر کرده‌است.
5. بقیه یک‌رقمی‌ها
دیگر حاضرین روی صحنه که با درصدهای یک‌رقمی روی صحنه حاضرند، رویکرد متفاوتی نشان ندادند و به نظر نمی‌رسد توانسته باشند تأثیری روی شانس خود بگذارند. اورورک که بعد از تیراندازی در شهرش، بحث قوانین محدودکننده اسلحه را در راهبرد خود برجسته کرده بود، در مقابل چالش بوتجج درباره برنامه واقعی‌اش نتوانست از خود دفاع چندانی کند. همچنان مشخص نیست کامالا هریس در مناظرات چه راهبردی را تعقیب می‌کند و حتی دقیقا به کدام خط، میانه‌روها یا پیشروها، نزدیک‌تر است. کوری بوکر که در یکی دو مناظره اول خیلی جدی به بایدن حمله می‌کرد، این بار مدام بر کنترل تقابل‌ها تأکید داشت. اندرو ینگ، این بار البته توانست چیزی بیش از ایده «درآمد عمومی پایه» را مطرح کند، اما باید دید این به جز افزایش شهرت، فایده دیگری برایش خواهد داشت یا نه. کاسترو عملاً حضور چندانی در بحث‌ها نداشت و استیر نیز در اولین فرصت حضور روی صحنه نتوانست استدلال مسنجمی جز موافقت کلی با بخشی از رویکرد برنی سندرز ارائه کند. فاصله تولسی گبرد با مواضع بقیه اعضا به‌خصوص در بحث سیاست خارجی، جنگ، خاورمیانه و روسیه، همچنان زیاد است و البته همین فاصله تابه‌حال در نظرسنجی‌ها هم او را پایین نگه داشته‌است. کم‌کم به نظر می‌رسد زمان تصمیم‌گیری‌های نهایی رسیده‌است.
6. وارن و سندرز، همچنان هم‌تیمی روی سن
در صحنه عمومی و در بین هواداران، دو نامزد جریان چپ حزب دموکرات، کم‌کم به یک شبه‌رقابت نزدیک می‌شوند اما رودررو و در صحنه مناظره، این بار هم وارن و سندرز شباهتی به دو رقیب نداشتند و گاهی کاملاً به عنوان هم‌تیمی بازی می‌کردند. این بار اگر چه جایگاه بالاتر وارن در رقابت باعث می‌شد دیگران روی صحنه گاهی او را به تنهایی خطاب قرار دهند اما نزدیکی مواضع دو نامزد چپ‌گرا و تقابلشان با دیگران همچنان آن قدر جدی است که هنوز «توافق عدم تقابل» بین این دو نامزد برقرار بماند، تا جایی که حتی در یک بخش از مناظره، زمانی که برنی سندرز مشغول تبیین یکی از مواضع مشترک این دو در قبال مالیات و خدمات درمانی شد، وارن با یک «آره» قاطع رسماً از هم‌تیمی خود حمایت کرد. مشخص نیست این اتحاد تا کجا ادامه پیدا می‌کند اما خیلی راحت می‌توان پیش‌بینی کرد که جایی در فرایند رقابت و با توجه به ترکیب آراء، سبد رأی این دو با یک توافق دیگر، یکی شود. هر چند، فعلاً سکته قلبی هم نتوانسته برنی سندرز را قانع کند که وارن را تنها بگذارد!


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

استیضاح ترامپ؛ رونوشت به ...!

اینترنت از کجا می‌آید؟

سنت شانتاژ آمریکایی

عاقبت هپکو در انتظار صنعت خودرو؟

فرانسه در وضعیت فلج شدگی

فرشاد مومنی: نقد نظام بودجه‌ریزی خصلت رانتی پیدا کرده است

سه نکته درباره اوپک 177

یارانه پنهان ‌900‌ هزار‌میلیاردی حقوق‌بگیـران در جیب دولت

مدل حباب‌ساز بورس تهران

پرونده نافرجام سقوط هواپیمای سی130

بازداشت مدیران فاسد و پیام دریافتی مردم

بازگشت سیاست چماق و هویج به روابط غرب با ایران

حق اعتراض نهادینه می شود

ریاست‌جمهوری پنس به ضرر ایران است

رقابت از مشهد بر سر صندلی ریاست

اتمام حجت‌ ایران، تکرار وعده‌های اروپا

قالیباف: ایستاده‌ایم برای تغییر

سورپرایز سعودی برای بازارنفت

اصلاح‌طلبان بدلی

«دونرخی» رانت می‌آورد؛ اعتماد را می برد

صندلی‌های پولی!

اصلاح‌طلبان قهر را کنارگذاشتند

تا حقوق‌ 3 میلیون تومانی از مالیات معاف می‌شود

اصلاح‌طلبان برای مجلس آمدند

ماهشهر پس از روز واقعه

کیهان: اظهارنظر رهبر انقلاب ناظر به مسائل امنیتی بود نه طرح اقتصادی بنزین

وحشت مشترک آمریکا و اروپا از توان موشکی ایران

قدم‌های اولیه اصلاحات در عراق

آخرین تلاش‌ها برای احیای برجام

پیش از ازدواج درباره این مسائل با همسر آینده‌تان صحبت کنید

سرمقاله خراسان/ خواب تازه آمریکایی ها برای عراق

سرمقاله کیهان/ 16آذر تولد دو شعار

سرمقاله وطن امروز/ در مذمت تلاش دولت برای جلب ترحم

سرمقاله رسالت/ به بهانه تعظیم و تکریم یحیی علوی!

سرمقاله شرق/ خط مقدم سیاست

سرمقاله ایران/ صندوق، درمان دردهای امروز ما

سرمقاله اعتماد/ سه نکته درباره اوپک 177

سرمقاله دنیای اقتصاد/ اصلاح بودجه: ‌ضرورت یا انتخاب؟

سرمقاله فرهیختگان/ نئولیبرالیسم و هیچ‌انگاری عدالت

سرمقاله جوان/ رسالت جنبش دانشجویی در گام دوم انقلاب

دیپلمات پیشین آمریکایی مطرح کرد: عدم آمادگی کاخ سفید برای مواجهه با ایران

روزی 933 میلیون تومان!

چرا رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران متناقض است؟

مقایسه "پولیتیکو" میان موگرینی و جانشینش در اتحادیه اروپا

یک اقتصاددان: بانکداری ما ابزاری برای افزایش تصاعدی ثروت ثروتمندان است

استقلالِ استراماچونی چگونه تیمی است؟

چرا قانون هدفمندی یارانه‌ها هیچ‌کدام از اهداف را محقق نکرد؟

شاهکار یگان پدافندی انصارالله در یمن

دیپلماسی موازی اقلیم کردستان عراق!

نقد سیاست‌های توسعه‌ای؛ سیاست مرکزمحور قربانی می‌گیرد