راه ترقی

آخرين مطالب

فاتح دنیای موشک‌ها نوشتارها

فاتح دنیای موشک‌ها
  بزرگنمايي:

راه ترقی - صبح نو / متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست
‌مصطفی وثوق‌کیا / اکنون در سال‌1398 هستیم می‌دانیم که در حال حاضر ایران یکی از قدرت‌های موشکی منطقه و جهان است و آمریکا و اروپا دائم برایش خط‌و‌نشان می‌کشند. اینک می‌دانیم که وقتی رهبر مملکت خط‌و‌نشان می‌کشد که «اگر اسرائیل غلطی کند تلاویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم» یعنی چه؟ مسأله وقتی مضحک‌تر می‌شود که کشورهای کوچک حاشیه خلیج‌فارس هم زبانشان را بیش از حد دراز کرده و خواهان توقف فعالیت‌های موشکی ایران شده‌اند. همین چند روز قبل بود که یک پهپاد متجاوز را با موشکی ارزان قیمت منهدم کردیم. هنوز یادمان نرفته که گرانترین هواپیمای بدون سرنشین جهان را به‌دلیل تجاوز به خاک میهن منهدم کردیم و صاحب آن هیچ غلطی نتوانست بکند.
امروز سالروز شهادت حسن طهرانی‌مقدم است. کسی که عموم مردم ایران بعد از شهادت نامش را شنیدند. وی تا لحظه آخر عمر در حال کار بر روی موشک بود و در این راه نیز به شهادت رسید. اما ایران گذشته این‌چنین قوی و قدرتمند نبود و در سال‌های جنگ نیازمندی‌هایش در حد موکش آرپی‌جی بود اما لطف خدا و توان داخلی باعث شد امروز بی‌نیازترین کشور منطقه در حوزه موشکی باشیم. ما باید بدانیم که ایران چگونه و با چه شکلی در دوران جنگ از لیبی موشک گرفته! چگونه و در شرایطی نیروهایش را فرستاده سوریه تا آموزش موشکی ببینند آن‌هم زیر چشم مستشاران روس. باید بدانیم چه‌طور سرهنگ قذافی، ایرانی‌ها را چند ماه در کشورش معطل کرد تا موشک به ما بدهد! همچنین سلیمان لیبیایی که مسوول هواکردن موشک در ایران بود چه قر و اطواری داشت! باید بدانیم که هر موشکی که ایران زد صدام یک گام عقب نشست. باید بدانیم که وقتی سرهنگ قذافی تحت فشار آمریکا و شوروی به عواملش دستور داد دیگر موشک‌ها را شلیک نکنند ایرانی‌ها چه کردند. باید بدانیم که وقتی ایرانی‌ها تصمیم گرفتند خودشان نخستین موشک را هواکنند چه‌طور با خرابکاری عوامل سرهنگ مواجه شدند و چگونه ظرف هفده‌روز همه آن خرابکاری‌ها را جبران کردند و خودشان دست به موشک شدند تا امروز ما به راحتی از کرمانشاه به قلب داعش موشک می‌زنیم و مردم‌مان موبایل به دست از آن فیلم می‌گیرند یعنی چه؟و خب خیلی‌ها خبر ندارند.
همه این‌ها را گفتیم تا برسیم به کتابی که طی چند سال انتشار بسیار مهجور بود و بعد از تعویض ناشر توانسته است خود را به مخاطب بشناساند و اهالی فن بدانند که حسن طهرانی‌مقدم با صنایع موشکی ایران چه کرد و چگونه توانست از هیچ همه بسازد و رویای باورنکردنی ایران را امکان‌پذیر کند. کتاب «خط مقدم» را فائزه غفار‌حدادی با تحقیقات محمدحسین پیکانی نوشت تحقیقاتی که نه سال طول کشید تا در نهایت با قلم نویسنده تبدیل به یک اثر داستانی_تاریخی شود. همان‌طور که گفته شد خط مقدم در سال‌1394 توسط انتشارات منظومه شمسی منتشر شد اما چون توزیع مناسبی نداشت در بازار و میان فعالان کتاب دیده نشد تا اینکه در سال‌1397 انتشارات شهید کاظمی با تغییراتی دست به انتشار این کتاب زد و اثر توانست در مدت کوتاهی جای خود را باز کند. حالا هر که این کتاب را خوانده مقهور تلاش‌های حسن طهرانی‌مقدم و تیم همراهش می‌شود. جالب اینجاست که بدانید بسیاری از مطالب موجود در این کتاب دست اول و در زمان حیات شهید طهرانی‌مقدم جمع‌آوری شده است و بعد منطق داستانی بر آن سوار شده است.
نویسنده، کتاب را در 13‌فصل نوشته است و روایت هم به عمد داستانی انتخاب شده است تا مخاطب احساس خستگی نکند. داستان هم با روایت سلیمان سرگروه تیم لیبیایی پرتاب موشک شروع می‌شود آن‌هم 10سال بعد از پرتاب نخستین موشک ایران و حالا ایران نیازهای خود را می‌سازد و این گروه لیبیایی هستند که دنبال تأمین نیازهای خود بودند. وقتی در مرداد سال‌1363 وزارت سپاه ایران از سوی 2‌ کشور سوریه و لیبی جهت بازدید از این 2 کشور دعوت شدند شاید کسی فکر نمی‌کرد کشوری که روزی در آرزوی داشتن حتی یک موشک با برد 300 کیلومتر بتواند موشک دوربرد بسازد و بر سرنوشت منطقه و جهان تأثیر بگذارند اما حسن طهرانی‌مقدم از فرصتی که در اختیارش قرار گرفت به‌نحو احسن استفاده کرد به‌نحوی که بعد از بازگشت به ایران نگذاشت موافقت سوری‌ها مبنی بر آموزش دادن به نیروهای موشکی ایران خشک شود که اکیپش را سوار هواپیما کرد و به سوریه برد. دوره‌ای که قرار بود ظرف 2ماه آموزش‌هایی را که یکسال طول می‌کشید بگذراند و از طرف محسن رفیق‌دوست که ظاهراً رگ خواب معمر قذافی را پیدا کرده بود و توانسته بود قول دریافت هشت موشک «اسکاد‌بی» را از وی بگیرد 2‌نیروی تمام وقت در طرابلس کاشت تا همزمان با پایان دوره این تیم موشک‌ها هم به ایران رسیده باشد و خلاصه ایران بتواند در جنگ اقدامی اساسی برای پایان حمله به شهرها از سوی عراق پیدا کند. همه این‌ها را داشته باشید، در کنار اینکه امیرعلی حاجی‌زاده (که این روزها چهره‌اش برای هر ایرانی آشناست ) از طرف حاج حسن مأموریت پیدا کرده است که تیمی را سازماندهی کند تا در هنگام ورود موشک‌ها و نیروهای آموزش‌دیده به ایران مشکلی از جهت اسکان و استقرار موشک‌ها وجود نداشته باشد اتفاقی که در وهله نخست به‌دلیل اهمیت ماجرا و محرمانه بودن تشکیل یگان موشکی مأموریت را دشوار کرده بود و از سویی دیگر فضای حاکم بر جنگ و توجیه نبود؛ سایر یگان‌ها روند استقرار یگان موشکی را کند کرده بود. با این حال همزمان که حاجی‌زاده در تهران و سایر نقاط کشور در حال تهیه مقدمات بودند حاج حسن و تیمش در سوریه به شدت در حال فراگیری بودند و از مضیقه‌هایی چون هماهنگ نبودن کادر سوری و البته پارازیت‌های گروه روسی بگذریم سیر یکنواخت آموزش تأثیر روحی خود را گذاشته بود. البته جبران این‌ها را شاید سفر چند روزه به لبنان و زیارت حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) و رقیه (سلام الله علیها)می‌کرد اما هر چه بود شوق گروه برای بازگشت به ایران و به‌کارگیری این آموزش‌ها در میدان نبرد این سختگی‌ها را آسان می‌کرد. به این اضافه کنید که سوری‌ها در بزنگاه از انتقال دفترچه‌های آموزشی که توسط تیم ایرانی نوشته شده بود خودداری کردند و اگر سماجت‌های حسن طهرانی‌مقدم به وزیردفاع سوریه نبود شاید این تجریبات همانجا در خاک سوریه مدفون می‌ماند و خب اولین کار تیم ایرانی بعد از بازگشت به ایران تدوین کتابچه‌های آموزشی کار با موشک بر مبنای این دفترچه‌ها بود. یکی از بخش‌های جذابی که در کتاب وجود دارد نامه‌نگاری حسن طهرانی‌مقدم و همسرش در دوران حضور وی در سوریه است. لطافت‌های روح طهرانی مقدم در این نامه‌ها مشهود است؛ وی از سویی به شدت نگران همسرش در تهران است و از سویی دیگر خود را متعهد به کشورش می‌داند پس احساساتش را زیرپا می‌گذارد تا بتواند برای مملکتش و مردمش مفید باشد.
فصل بازگشت تیم به ایران و آماده‌شدن برای نخستین پرتاب به قدری هیجان‌انگیز است که لازم است گفتاری جدا به آن تعلق گیرد اما بخش نفس‌گیر کتاب یک سوم انتهایی آن است و آن وقتی است که بعد از پرتاب‌های متعدد موشک توسط ایران به بغداد دولت‌های غربی بالاخره رد موشک‌های اهدایی به ایران را پیدا کردند و خلاصه دیدن دم قذافی توسط دول غربی با گرا به تیم پرتاب موشک لیبی در ایران همراه شد و خرابکاری از اینجا آغاز شد. آغازی که شاید برای تیم ایرانی هفده‌روز طول کشید اما برکات آن تا به امروز باقی است. وقتی ایرانی‌ها فهمیدند لبیایی‌ها قصد پرتاب موشک آخر را ندارند خودشان دست به‌کار شدند اما شیطنت‌ها و خرابکاری‌های گسترده این تیم در تجیهزات و موشک‌ها باعث شد ایرانی‌ها هفده‌روز در پی اصلاح امور باشند ولی وقتی کار تمام شد و حاج حسن و تیم او توانستند بدون کمک خارجی‌ها نخستین موشک ایران را به سوی بغداد پرتاب کنند در واقع آغاز عصر موشکی ایران بود که تاکنون ادامه دارد.
نکته آخر این مطلب این است که اینک عصر تصویر است و ایران اگر درباره موشک‌هایش فیلم سینمایی نسازند موفق نخواهد شد به مردم بفهماند این همه رنج و مرارت کشیدن برای این دستاورد موشکی را چگونه به بار کشیده است.

لینک کوتاه:
https://www.rahetaraghi.ir/Fa/News/86547/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

بیرانوند فردا گچ دستش را باز می کند

معاون پرسپولیس: اعلام کردند VAR منتفی شد

نکته‌نگران کننده استقلال؛ وزن‌تعویض‌ها بالا نیست

علت توقف مذاکره تراکتور با بردیف از زبان نصیرزاده

کارشناسی داوری مس رفسنجان - پیکان

کارشناسی داوری شمس آذر - فولاد

کارشناسی داوری استقلال خوزستان - صنعت نفت

پلی به گذشته؛ برتری 2-1 بایرن مونیخ مقابل منچستریونایتد

بخش‌هایی از داوری گلاره ناظمی در اولین قضاوت خود به عنوان داور اول در جام ملت های فوتسال آسیا

گل زیبای دوشان ولاهوویچ به کالیاری از روی ضربه آزاد

واکنش وزارت خارجه ایران به اقدام آمریکا برای تمدید تحریم نفتی ونزوئلا

گناه مخاطب چی بود فرشته؟

ماجرای مرد کوری که 60 سال پیش با شکنجه 2 کودک را برای گدایی اجاره کرد!

پیرترین فرد زنده جهان کیست؟

پیش بینی بورس هفته اول اردیبهشت 1403

مرزبندی استان‌های کشور در بازار مسکن

دارندگان کارت سوخت بخوانند

انیمیشن فان عمر مومنی از پنالتی برناردو سیلوا مقابل رئال مادرید

کنایه باشگاه پاری سن ژرمن به برد مقابل بارسلونا؛ قاب عکس بازی در کنار تابلوی منا لیزا!

برتری 5-2 آژاکس مقابل بایرن مونیخ و صعود به فینال لیگ قهرمانان اروپا

4 گل برتر دور برگشت مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا فصل 2023/24

ریو فردیناند و چالش انتخاب های دوگزینه ای از بین بازیکنان آرسنال و بایرن مونیخ

نصیرزاده: تیم ملی خواهان خمس بود اما باشگاه مخالفت کرد

هاشمی نسب: درباره ناعدالتی ها حرف نمیزنم

آخرین خبر از واگذاری مالکیت باشگاه پرسپولیس

حسینی در مسیر قهرمانی سپاهان و تراکتور!

نصیرزاده: با مجیدی، گل محمدی مذاکره داشتیم

عراق از حملات امروز به اصفهان ابراز نگرانی کرد

رسانه صهیونیستی: نتانیاهو یک آدم حراف و طبل تو خالی از کار درآمد

تصویب چهاردهمین بسته تحریمی اتحادیه اروپا علیه روسیه

وقتی نمیتونی دو دقیقه ساکت بشینی

فامیل دور و بچه‌ش و ببعی قاچاقی میخوان برن ترکیه

بلایی که مهسا طهماسبی سر گربه های محله آورده

عمو کاووس: مرگ حقه، میکروب بهانه است

‎«گریه لیلی»؛ شاهکار تکنوازی ویولن استاد اسدالله ملک

سرعت وقوع فرونشست چقدر است؟

وداع با اطلس؛ ربات انسان‌نمای بوستون داینامیکس بازنشسته می‌شود

دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان

پیش‌بینی قیمت دلار 1 اردیبهشت 1403

مرادمند: خداراشکر که در این بازی چَک خوردیم!

چشمی: بازی خیلی زیاد سخت شد

استقلال عنوان بهترین دفاع لیگ را از دست داد

قهرمان لیگ ثانیه آخر مشخص می‌شود

سیدحسین: از کمیته انضباطی متشکرم!

پاکو خمس هم نتوانست؛ جدایی سرمربی مطرح اسپانیایی از تراکتور

بخش اول گفت و گو با حسین بادامکی معاون باشگاه پرسپولیس

بخش دوم گفت و گو با حسین بادامکی معاون باشگاه پرسپولیس

رضاوند: دوست نداریم حق پرسپولیس هم ضایع شود

سلیمان‌زاده: تیم ما سازمان‌یافته بازی کرد

روایت سفیر ایران در فرانسه از ماجرای تهدید به انفجار یک فرد در مقابل کنسولگری ایران