راه ترقی - هفت صبح / من حدود چهل دقیقه نشستم تا اینکه فردی برای آنها مخدر کوکائین را آورد و با همدیگر مصرف کردیم. بعد به من پیشنهاد دادند.
هفته گذشته، دختر جوانی با مأموران پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و در حالی که بهشدت مضطرب و پریشان به نظر میرسید، گفت: «دوست صمیمیام را مقابل چشمان خودم ربودند.» او در ادامه توضیح داد: «آدمربایان سوار خودروی خارجی گرانقیمتی بودند و دوست من به نام نگار را ربوده و با سرعت از جلوی چشمانم دور شدند.»
دستگیری
با اطلاعاتی که دوست نگار در اختیار مأموران قرار داد، بلافاصله رسیدگی به موضوع در دستور کار گشت پلیس و همچنین بسیج منطقه قرار گرفت. مأموران پلیس و پایگاه بسیج فوراً تمام منطقه را زیر نظر گرفتند و خیابانها و محلههای اطراف محل ربایش، واقع در خیابان فرشته را وجببهوجب گشتند.در همین هنگام، مأموران بسیج با خودرویی مواجه شدند که مشخصات آن با آنچه دوست نگار اعلام کرده بود، تطابق داشت.
وقتی به سراغ آن رفتند، سه مرد جوان را در حال تعرض به نگار و همچنین تهیه فیلم سیاه از او دیدند. به این ترتیب، آنها را دستگیر و تحویل مأموران پلیس آگاهی دادند.
بلافاصله رسیدگی به موضوع وارد مجرای قضایی شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
اولین تحقیقات
در جلسه تحقیقات مقدماتی، نگار در طرح شکایت خود گفت: «از وقتی با پسر مورد علاقهام ارتباطم قطع شده بود، بهشدت افسرده و غمگین بودم و حال خیلی بدی داشتم. هر روز و شب کار من گریه بود و از خانه بیرون نمیرفتم. حتی وقتی دوستانم با من تماس میگرفتند، به آنها میگفتم که نمیتوانم برای ملاقات آنها بیرون از خانه بروم.»
نگار افزود: «تا اینکه یکی از دوستانم به من گفت اگر مقداری کوکائین مصرف کنی، حال روحی تو بهتر میشود. به خاطر همین، به پیشنهاد دوستم تصمیم گرفتم مقداری مخدر کوکائین مصرف کنم.»
او درباره روز حادثه گفت: «روز حادثه من و یکی از دوستانم با هم به خیابان فرشته رفتیم. محل سکونت ما در همان نزدیکی است. به دوستم گفتم میخواهم کوکائین پیدا کنم و در همین حین با آدمربایان مواجه شدم و با آنها سر صحبت را باز کردم.
آنها به من گفتند که میتوانند برایم کوکائین تهیه کنند و از من خواستند چند دقیقهای در ماشین آنها بنشینم. من حدود چهل دقیقه نشستم تا اینکه فردی برای آنها مخدر کوکائین را آورد و با همدیگر مصرف کردیم. بعد به من پیشنهاد دادند که یک سیگار هم بکشیم و من و دوستم به همراه آن سه نفر در خیابان با ماشین آنها حرکت کردیم تا سیگار پیدا کنیم و بخریم.
بالاخره به یک مغازه رسیدیم و یکی از آنها به دوستم گفت پیاده شو و سیگار بخر، اما به محض اینکه دوستم پیاده شد، او پایش را روی گاز گذاشت و از آنجا دور شد و بعد در کوچهای خلوت به من تجاوز کردند و از من فیلم سیاه تهیه کردند. همان موقع بود که مأموران سر رسیدند و آنها را بازداشت کردند.»
هر سه متهم در مراحل تحقیقات مقدماتی اظهار داشتند که به درخواست خود نگار با او وارد رابطه شدهاند، اما شاکی گفت: «من به دلیل مصرف مخدر اصلاً در حال خودم نبودم و نمیدانستم که متهمان در حال انجام چه عملی هستند.»
رسیدگی به این پرونده تا تکمیل تحقیقات در مراحل مقدماتی ادامه دارد و پس از پایان تحقیقات، متهمان پای میز محاکمه خواهند رفت.