راه ترقی - صبح نو /متن پیش رو در صبح نو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فاطمه ترکاشوند| جنگ فقط در میدان نظامی جریان ندارد. هر جنگی، جبهههای پشتیبانی، خطوط تدارکات، مراکز فرماندهی و سنگرهای فرهنگی خودش را هم دارد. اگر طی بیش از ۹۰ روز گذشته مردم ایران با حضور مستمر در صحنه و حفظ روحیه عمومی، پشت جبهه اجتماعی کشور را حفظ کردهاند، در رسانه نیز برنامه «من ایرانم» به سردبیری و اجرای محمدرضا شهیدیفرد، یکی از معدود سنگرهایی بوده که بدون وقفه و بدون خستگی به فعالیت خود ادامه داده است.
برنامهای که در شرایط خاص جنگی و با توجه به ملاحظات امنیتی ناشی از تهدیدات و خباثتهای رژیم صهیونیستی، امکان پخش زنده نداشت، اما از نخستین روزهای تولید تاکنون با فاصلهای کوتاه میان ضبط و پخش، هر شب روی آنتن رفته است. همین فاصله اندک باعث شده برنامه طراوت و تازگی خود را حفظ کند و نسبتش با تحولات روز قطع نشود.
در عمل، «من ایرانم» که به همت سازمان «اوج» تولید شده، توانسته مرزهای سنتی میان یک برنامه تولیدی و یک برنامه زنده را تا حد زیادی کمرنگ کند. اشارات مداوم شهیدیفرد به اتفاقات روز، طرح مسائل جاری کشور و درخواست نظر مهمانان درباره رویدادهای تازه، باعث شده مخاطب احساس نکند با برنامهای از پیش ضبطشده و بیارتباط با واقعیت روز مواجه است. این ویژگی، برنامه را به نوعی نماینده کنشگری اجتماعی مردم و مهمانانش تبدیل کرده است.
اما شاید مهمترین وجه ماجرا، خود محمدرضا شهیدیفرد باشد. مجری و برنامهسازی که در سالهای اخیر فاصلهای محسوس با تلویزیون پیدا کرده بود و مانند بسیاری از چهرههای شناختهشده رسانهای، حضور مستمری در قاب رسمی نداشت. با این حال، آغاز جنگ نقطهای بود که او برخلاف چهرههایی که اعتبار خود را از تلویزیون گرفته بودند اما حالا با فاصلهگذاری با آن، به دنبال حفظ وجهه در جریانی دیگر بودند و این تبری جستن را حتی در شرایط تهاجم خارجی هم رها نکردند، تصمیم گرفت ملاحظات شخصی و حرفهای گذشته را کنار بگذارد و بار دیگر مقابل دوربین بنشیند.
این تصمیم را باید فراتر از یک انتخاب فردی نگریست. در سالهایی که تلویزیون با خروج بسیاری از چهرههای حرفهای و مورد اعتماد مخاطبان مواجه بوده و در موارد متعددی نیز نتوانسته جایگزینهایی هموزن و مورد پذیرش عمومی معرفی کند، بازگشت یک چهره آشنا و معتبر میتواند معنایی فراتر از یک حضور رسانهای داشته باشد. در شرایط بحرانی، مردم بیش از هر زمان دیگری به نشانههای ثبات، آشنایی و اعتماد نیاز دارند و حضور شهیدیفرد دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند.
شاید به همین دلیل باشد که «من ایرانم» امروز حتی اگر پربینندهترین برنامه گفتوگومحور تلویزیون نباشد، بدون تردید در میان مهمترین و مورد توجهترین برنامههای این حوزه قرار گرفته است. آن هم بدون آنکه راهبرد معمول جذب مخاطب از طریق دعوت گسترده از سلبریتیهای سرگرمی را دنبال کند.
برخلاف بسیاری از برنامههای مشابه، ستاره اصلی «من ایرانم» نه بازیگران مشهور و نه چهرههای پرحاشیه فضای مجازی هستند؛ بلکه خود مردماند. کارگران، معلمان، دانشجویان، خانواده شهدا، کسبه، پزشکان، هنرمندان، نیروهای امدادی و دهها گروه اجتماعی دیگر که شاید در شرایط عادی هرگز امکان حضور در یک برنامه پرمخاطب تلویزیونی را پیدا نمیکردند، حالا روایتهای خود را در این برنامه بازگو میکنند.
همین تنوع گسترده مهمانان باعث شده مخاطب بیش از گذشته خود را در آینه تلویزیون ببیند. جنگ، رویدادی نیست که تنها در میدان نبرد معنا پیدا کند. همه مردم به شکلی در آن حضور دارند و این حضور نیازمند بازتاب رسانهای است. در چنین شرایطی وجود مجریای باتجربه و حرفهای اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ کسی که بتواند روایتهای مردمی را بدون آسیب، بدون تصنع و در عین حال متناسب با اقتضائات رسانه ملی به مخاطب منتقل کند.
نکته مهم دیگر آن است که شهیدیفرد در این برنامه نیز از دستفرمان شناختهشده خود فاصله نگرفته است. او حتی در شرایط حساس و ویژه کشور، لحن متوازن و گاه انتقادی خود را حفظ کرده و کوشیده مسائل مختلف را از منظرهای گوناگون مطرح کند. پرداختن به موضوعاتی مانند اینترنت، مشکلات روزمره مردم و برخی دغدغههای اجتماعی در کنار موضوعات مرتبط با جنگ، نشان میدهد برنامه قصد ندارد صرفا تریبونی یکسویه باشد.
«من ایرانم» در این نود شب، بیش از آنکه یک برنامه تلویزیونی باشد، به نمادی از ایستادگی فرهنگی تبدیل شده است؛ برنامهای که نشان داد حتی در دشوارترین شرایط نیز میتوان گفتوگو را زنده نگه داشت، صدای مردم را شنید و میان رسانه و جامعه پلی از اعتماد ساخت.
بازار ![]()