پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
نوشتارها

خاورمیانه درآتش ‌هذیان گویی‌های‌ ترامپ

خاورمیانه درآتش ‌هذیان گویی‌های‌ ترامپ
راه ترقی - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نوشین محجوب| در شرایطی که شورای حکام قطعنامه ضد ایرانی امریکا و اروپا را ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نوشین محجوب| در شرایطی که شورای حکام قطعنامه ضد ایرانی امریکا و اروپا را تصویب کرد دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا بار دیگر و در پی هذیان‌گویی‌های پیشین مدعی شد که تهران از توافق طفره می‌رود و به همین دلیل این کشور را هدف حمله سنگین‌تری قرار خواهیم داد. از همین رو روزنامه «اعتماد» با هدف بررسی دقیق ابعاد تحولات پیچیده حاکم، تبادل آتش‌های اخیر میان ایران با امریکا و اسراییل و افزایش التهاب در منطقه و تاثیر چنین شرایطی بر دیپلماسی جاری میان تهران و واشنگتن با دکتر مجید محمد‌شریفی، کارشناس برجسته روابط بین‌الملل و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، گفت‌وگویی انجام داده است.
بازار
مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل در پاسخ به سوال نخست «اعتماد» درباره ماجراجویی نظامی امریکا در مناطق جنوبی ایران به بهانه سقوط بالگرد این کشور گفت: حملات و وقایع شامگاه چهارشنبه، که با ادعای ساقط شدن یکی از بالگردهای آپاچی ارتش امریکا توسط پهپادهای ایران آغاز شد، در واقع اقدامی تلافی‌جویانه در پاسخ به این اتهام به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد هدف اولیه ایالات متحده، آغاز چنین حمله‌ای نبوده؛ اما پس از گزارش ارتش مبنی بر ساقط شدن بالگرد، رییس‌جمهور امریکا تصمیم به انجام این حملات گرفت تا نشان دهد این اقدام بی‌پاسخ نخواهد ماند و ایالات متحده همچنان اراده و توان ادامه تقابل را دارد و هیچ‌گونه نشانه‌ای از ضعف بروز نخواهد داد.
به باور شریفی مطابق با دیدگاه رییس‌جمهور امریکا، حملات نظامی، فشارهای اقتصادی و تهدیدها، هیچ منافاتی با مذاکره ندارند؛ بلکه اتفاقا از این طریق می‌توان به توافق بهتری دست یافت. با در نظر گرفتن این الگو، دور از ذهن نیست که ترامپ هم‌زمان با پیگیری مسیر مذاکره، به تهدید و انجام اقدامات نظامی نیز مبادرت ورزد. حال که این حملات با دستاویز قرار دادن ادعای ساقط شدن بالگرد امریکایی اجرا شد این پرسش مطرح می‌شود که آیا دامنه این حملات گسترده‌تر شده و به یک جنگ تمام‌عیار منجر خواهد شد؟ این استاد دانشگاه در پاسخ تاکید کرد: شواهد نشان می‌دهد که نه ایالات متحده اراده‌ای برای گسترش تنش تا سطوح جنگ‌های طولانی‌مدت دارد و نه ایران تمایلی به فراگیر شدن درگیری‌ها نشان می‌دهد. بنابراین، به نظر می‌رسد این حملات محدود، هدفمند و پایین‌تر از آستانه یک جنگ تمام‌عیار باقی خواهد ماند و طرفین احتمالا با ضربه زدن به مواضع محدودی از یکدیگر، به وضع موجود رضایت داده و از ادامه درگیری در سطح کلان پرهیز خواهند کرد. شریفی در ادامه گفت: در مجموع، باید توجه داشت که آتش‌بس فعلی شکننده است؛ زیرا دلایل متعددی برای ناپایداری آن وجود دارد که مسدود بودن تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران یکی از آنها است. از این رو، هرگونه تردد کشتی‌های مرتبط با امریکا یا اسراییل می‌تواند هدف حملات احتمالی قرار گیرد. از سوی دیگر، محاصره دریایی اعمال‌شده توسط ایالات متحده به این معناست که عبور کشتی‌های ایران نیز می‌تواند منجر به درگیری شود؛ به‌ویژه آنکه گشت‌زنی‌های شناسایی نیروهای امریکایی در خلیج فارس همچنان ادامه دارد. با وجود این احتمالات، با توجه به عدم تمایل طرفین به ورود به یک جنگ تمام‌عیار، می‌توان پیش‌بینی کرد که این حملات به همین سطح محدود باقی مانده و پس از تبادل آتش محدود، طرفین جهت ادامه مسیر مذاکرات، عملیات خود را متوقف کنند. این استاد دانشگاه در توضیح رویکرد ایالات متحده نسبت به پرونده هسته‌ای ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اظهار داشت: به نظر می‌رسد امریکا همچنان سیاست خصمانه خود علیه تهران را ادامه خواهد داد؛ به این معنا که از تمامی ابزارهای حقوقی، ساختاری و نهادی در اختیار خود، به‌اضافه فشارهای اقتصادی و تهدیدات نظامی، برای تحت فشار قرار دادن ایران و اخذ بیشترین امتیاز ممکن از ایران استفاده می‌کند. به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، نباید انتظار داشت که صرفا به دلیل نزدیک شدن به آنچه از آن تحت عنوان «تفاهم‌نامه» یاد می‌شود، دولت امریکا از فرصتی به نام شورای حکام چشم‌پوشی کند یا اجازه ندهد که پرونده ایران در آنجا مورد بررسی قرار گیرد.این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه با اشاره به سازوکارهای موجود افزود: هرچند به احتمال فراوان در شرایط کنونی، پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده نخواهد شد، اما همچنان بسیار محتمل است که قطعنامه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران صادر شود. به اعتقاد او، در این مرحله نباید انتظار داشت امریکا از ابزارها و اهرم‌های فشاری که علیه ایران در اختیار دارد، عقب‌نشینی کند یا آنها را کنار بگذارد.
محمدشریفی با اشاره به رویکرد شخص دونالد ترامپ تصریح کرد: از نظر ترامپ، تهدید کردن، اعمال فشار و هم‌زمان طرح درخواست برای تفاهم یا حتی توافق، هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند. این رویکرد به همان دیدگاه کلان ترامپ بازمی‌گردد که معتقد است بهترین تفاهم‌ها و موافقت‌نامه‌ها از مسیر فشار و قدرت به دست می‌آیند؛ بر اساس این نگاه، برای رسیدن به یک توافق خوب، لزوما نیازی نیست امتیازهایی به طرف مقابل داده شود تا برای توافق ترغیب شود، بلکه فشار و تهدید ابزار مناسب‌تری تلقی می‌شود.این استاد دانشگاه در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود تأکید کرد: در مجموع می‌توان گفت انتظار می‌رود امریکا در شورای حکام همچنان به وارد آوردن فشار علیه ایران ادامه دهد و از ظرفیت‌های این نهاد بین‌المللی در چارچوب همان سیاست فشار حداکثری و امتیازگیری استفاده کند. مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در توضیح سرنوشت احتمالی «تفاهم» مورد بحث میان ایران و امریکا تأکید کرد که باید دو سطح را از یکدیگر تفکیک کرد. سطح نخست به یک تفاهم اولیه برای کاستن از میزان تخاصمات و تنش‌های موجود در منطقه مربوط می‌شود؛ به‌ویژه موضوع «بسته شدن تنگه هرمز» از سوی ایران و «محاصره دریایی» اعمال‌شده از طرف امریکا علیه ایران. محمدشریفی توضیح داد: اگرچه هنوز نمی‌توان با قطعیت از تحقق این تفاهم سخن گفت، اما در صورت امضا و تأیید یک تفاهم‌نامه اولیه، این دو موضوع ظرفیت آن را دارند که محل توافق قرار گیرند؛ به این معنا که ایران به‌تدریج تنگه هرمز را به شرایط پیش از جنگ بازگرداند و در مقابل، امریکا نیز به‌تدریج محاصره دریایی علیه ایران را کاهش دهد تا مسیر صادرات و واردات کشور دوباره برقرار شود.این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه با تأکید بر محدودیت‌های این تفاهم‌نامه افزود: نکته مهم این است که بعید به نظر می‌رسد چنین تفاهم‌نامه‌ای بتواند مبنایی برای یک «توافق جامع» باشد؛ توافقی که در آن تمامی مشکلات و موارد اختلاف میان ایران و غرب، از جمله در حوزه هسته‌ای، مسائل منطقه‌ای، وضعیت تنگه هرمز و همچنین سیاست‌های موشکی ایران و رویکرد تهران نسبت به اسراییل، مورد حل‌وفصل قرار گیرد.
محمدشریفی با اشاره به مواضع امریکا خاطرنشان کرد: از ابتدا روشن بود که واشنگتن به‌دنبال یک توافق جامع است که بتواند تمامی ابعاد محل اختلاف با جمهوری اسلامی ایران- از جمله پرونده هسته‌ای، نقش منطقه‌ای، برنامه موشکی و سیاست ایران در قبال اسراییل- را پوشش دهد، اما به نظر نمی‌رسد در وضعیت کنونی، آمادگی لازم برای ورود به این سطح از گفت‌وگوها وجود داشته باشد. بر همین اساس، حتی اگر تفاهم‌نامه‌ای نیز امضا شود، به‌طور واقع‌بینانه باید آن را محدود به همان دو محور اصلی‌ - تنگه هرمز و محاصره دریایی- دانست و انتظار گسترش آن به سایر حوزه‌های اختلافی را دست‌کم در کوتاه‌مدت نداشت.این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به اختلاف‌ها درباره آزادی اموال بلوکه‌شده ایران پرداخت و گفت: به نظر نمی‌رسد امریکا حاضر باشد این اموال را آنگونه که ایران انتظار دارد آزاد کند. با وجود تمام انتقادهایی که دونالد ترامپ به دولت اوباما وارد کرده و مدعی است در چارچوب برجام پول زیادی در اختیار ایران قرار گرفته، اکنون بعید است در شرایط کنونی- حتی با وجود فشارهای اقتصادی سنگین- دست به آزادسازی گسترده دارایی‌های بلوکه‌شده ایران بزند. حتی اگر تصمیمی برای آزادسازی اتخاذ شود، احتمالا این اقدام به‌صورت «نقدی» و مستقیم نخواهد بود، بلکه با طراحی یک سازوکار مشخص، به ایران اجازه داده می‌شود از بخشی از اموال بلوکه‌شده خود برای خرید کالاهای ضروری استفاده کند؛ به‌گونه‌ای که امریکا مطمئن باشد این منابع صرف هزینه‌های نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی نخواهد شد.
مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در توضیح ابعاد تنش میان ایران و اسراییل و بازتاب آن در سیاست امریکا اشاره کرد: بر اساس اظهارات اخیر «جی دی ونس» می‌توان برداشت کرد که در شرایط کنونی، اختلافاتی هرچند جزئی میان امریکا و اسراییل وجود دارد. با این حال این متغیر را باید لحاظ کرد که واشنگتن در شرایط کنونی- به‌دلیل آغاز جام جهانی و نیز ملاحظات مربوط به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره- تمایلی به ورود به یک منازعه نظامی جدید با ایران ندارد. این وضعیت به‌هیچ‌وجه به معنای حل‌وفصل اختلافات امریکا با ایران نیست و به این معنا هم نیست که در آینده احتمال توسل دوباره واشنگتن به قدرت نظامی منتفی شده؛ بلکه در عمل با یک «توقف کوتاه‌مدت» در منازعه مواجه هستیم که ناشی از شرایط خاص فعلی است. این استاد دانشگاه افزود: در حال حاضر، اولویت اصلی امریکا این است که «تنگه هرمز» باز بماند تا شرایط عادی در صادرات انرژی و جریان اقتصاد جهانی برقرار شود. اگر اقدامات ایران در راستایی باشد که امریکایی‌ها آن را مقدمه‌ای برای یک توافق جامع در حوزه‌های هسته‌ای، موشکی، منطقه‌ای و موضوع اسراییل تلقی کنند- که دور از ذهن است- می‌توان در آینده امکان گفت‌وگو درباره این موضوعات را متصور بود؛ اما این امر با پذیرش خواسته‌های تهران «به همان شکلی که هست» از سوی واشنگتن کاملا فاصله دارد.
محمدشریفی با اشاره به رویکرد دولت ترامپ تصریح کرد: همچنان در محاسبات واشنگتن این فرض وجود دارد که امریکا از قدرت نظامی کافی برای حمله به ایران در صورت عدم توافق برخوردار است و همین ذهنیت، مانع از آن می‌شود که به‌سادگی به مطالبات تهران تن دهد. حال حتی اگر تفاهمی میان ایران و امریکا به دست آید، این تفاهم به‌شدت شکننده خواهد بود؛ زیرا به مسائل اصلی محل اختلاف دو طرف نمی‌پردازد و اساسا امکان حل و فصل آن موضوعات، در شرایط کنونی وجود ندارد. به نظر محمدشریفی، حداقل از جانب ایران، تمایلی برای ورود به گفت‌وگو درباره پرونده‌های بنیادین دیده نمی‌شود. این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به نقش تنگه هرمز در محاسبات تهران گفت: تهران خود را در موقعیتی می‌بیند که «دارایی» مهمی به نام تنگه هرمز در اختیار دارد؛ دارایی‌ای که می‌تواند با اتکا به آن، امتیاز بیشتری کسب کند و در مقابل بازگشایی و عادی‌سازی وضعیت این آبراه، امتیازات بالاتری طلب کند. از این رو، ایران همچنان بر حفظ اهرم تنگه هرمز پافشاری خواهد کرد، در حالی که امریکایی‌ها نیز تلاش می‌کنند به هر نحو ممکن، این ابزار قدرت را- ولو به‌صورت موقت- از دست ایران خارج کنند تا فعلا تنگه باز بماند.مجید محمدشریفی در جمع‌بندی این بخش خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد امریکا از فرصت احتمالی بازگشت تنگه هرمز به وضعیت عادی، برای یافتن «راه‌حل‌های جایگزین» استفاده خواهد کرد؛ به این معنا که در اندیشه آن است که در صورت وقوع یک رویارویی نظامی جدید با ایران در آینده، شرایط به‌گونه‌ای تنظیم شود که تنگه هرمز دیگر نتواند به ابزار فشار و اهرم قدرت موثر در دست تهران تبدیل شود. مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در جمع‌بندی ارزیابی خود از وضعیت کنونی تاکید کرد: روابط ایران با کشورهای منطقه، با اسراییل و با ایالات متحده در وضعیتی «کاملا شکننده و بحرانی» قرار دارد. از همین رو شاید بتوان گفت هیچ‌یک از تفاهم‌نامه‌هایی که اکنون درباره آنها صحبت می‌شود و احتمال دارد در کوتاه‌مدت منعقد شوند، نمی‌تواند راه‌حل نهایی چالش‌های ایران با امریکا و کشورهای منطقه باشد؛ به این معنا که بسترهای منازعه و حتی برخورد نظامی همچنان مهیا است و از میان نرفته است.تنها زمانی می‌توان از پایان بحران و بازگشت شرایط به حالت عادی سخن گفت که موضوعات محل اختلاف به‌صورت بنیادی حل‌وفصل شوند؛ آن هم به شکلی که دو طرف بتوانند به منافع امنیتی یکدیگر احترام بگذارند. در این میان ایالات متحده و متحدانش باید تضمین دهند که علیه ایران دست به حمله نظامی نخواهند زد و فشارهای اقتصادی را تا حدی افزایش نمی‌دهند که اساس حاکمیت در ایران هدف قرار گیرد. به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، این سطح از تضمین نیز در شرایط کنونی «دور از انتظار» است و نشانه‌ای جدی از تمایل امریکا برای پذیرش چنین تعهداتی دیده نمی‌شود.
مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در تحلیل رویکرد دونالد ترامپ نسبت به ایران توضیح داد: ترامپ در حال پیگیری یک «بازی مرحله‌به‌مرحله» با ایران است و نمی‌توان اقدامات او را مقطعی و دفعی تلقی کرد. به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، برخلاف تصور برخی که گمان می‌کنند حمله نظامی اخیر امریکا به ایران نوعی شکست برای ترامپ بوده و او را از ادامه رویارویی نظامی منصرف خواهد کرد، درک صحیح‌تر آن است که سیاست امریکا در قبال ایران، یک فرآیند مرحله‌بندی‌شده و تدریجی است.این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به سلسله اقدامات گذشته امریکا افزود: جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۳۹ روزه، اعمال فشارهای اقتصادی سنگین، و «انتظار برای بروز نارضایتی‌ها و شورش‌های داخلی» در ایران، همگی حلقه‌های یک زنجیره واحد هستند که هدف نهایی آن «سیاست مطلوب» امریکا است. او تأکید کرد: بر این اساس می‌توان از هم‌اکنون پیش‌بینی کرد که واشنگتن فشار اقتصادی بر ایران را نه‌تنها برنخواهد داشت، بلکه آن را افزایش خواهد داد؛ با این امید که استمرار فشار اقتصادی، به نارضایتی عمومی منجر شود.این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر این فرآیند به نتیجه مطلوب امریکا منجر نشود و در عین حال ایران به سمت بازسازی قدرت نظامی خود حرکت کند- به‌ویژه در حوزه‌هایی که در جنگ اخیر آسیب دیده- و هم‌زمان «ابهام استراتژیک» در برنامه هسته‌ای را حفظ کند و تکلیف این برنامه همچنان نامشخص بماند، باید انتظار داشت که احتمال یک حمله نظامی دیگر از سوی امریکا همچنان بر سر جای خود باقی بماند.
از نظر محمدشریفی، شاید این حمله در کوتاه‌مدت رخ ندهد، اما در بازه‌ای نه چندان دور- برای مثال تا پایان سال میلادی- چنین سناریویی قابل تصور است. این کارشناس روابط بین‌الملل یادآور شد: پیش از جنگ ۳۹ روزه و آنچه از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود، ترامپ در سخنان خود یکی از گزینه‌های برخورد با ایران را اینگونه تشریح کرده بود که اگر توافقی با تهران حاصل نشود، ابتدا یک حمله اولیه برای تضعیف ایران انجام خواهد شد و سپس در پایان سال، یک حمله گسترده‌تر علیه جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.
به باور محمدشریفی، با توجه به اینکه در جنگ ۳۹ روزه از نگاه واشنگتن بخشی از قدرت نظامی ایران و نیز بخشی از قدرت سیاسی و رهبری آن تضعیف شده و هم‌زمان فشارهای اقتصادی نارضایتی عمومی را افزایش می‌دهد، احتمال تکرار یک حمله در «مرحله بعدی» همچنان وجود دارد. این عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی افزود: در نتیجه، می‌توان گفت سیاست امریکا، غرب و اسراییل در برابر ایران هنوز به پایان نرسیده و به دلیل شرایط خاص داخلی امریکا، در مقطع کنونی یک «توقف موقت» در این روند ایجاد شده تا اهداف کوتاه‌مدتی مانند باز شدن تنگه هرمز، ثبات نسبی در بازار انرژی و برگزاری جام جهانی فوتبال در امریکا محقق شود. پس از آن، انتظار می‌رود فشارهای اقتصادی ادامه یابد تا جامعه و حاکمیت ایران در تنگنا قرار گیرند و اگر این فشارها به نتیجه مطلوب نرسند، گزینه حمله نظامی دوباره روی میز قرار گیرد.مجید محمدشریفی در جمع‌بندی تأکید کرد: این چرخه- ترکیبی از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و حملات محدود- تا زمانی ادامه خواهد یافت که دو طرف به نقطه‌ای نرسند که در آن، منافع و حوزه‌های امنیتی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و این حوزه‌های امنیتی «تثبیت» شود؛ وضعیتی که با توجه به روندهای موجود، دستیابی به آن «بسیار دشوار» به نظر می‌رسد.
مجید محمدشریفی، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین‌الملل، در ادامه تحلیل خود از چشم‌انداز تفاهم نهایی میان ایران و غرب توضیح داد: رسیدن به یک مرحله پایدار برای تفاهم، به‌ویژه به دلیل ملاحظات مربوط به «موازنه قدرت»، بسیار دشوار است. او تأکید کرد که مهم‌ترین متغیری که رهبران کشورها در تصمیم‌گیری‌های راهبردی خود در نظر می‌گیرند، همین برداشت‌شان از موازنه قدرت است.در حال حاضر، این تصور در امریکا، غرب و اسراییل وجود دارد که «دست برتر نظامی» در اختیار آنهاست. هرچند شرایط خاص، جنگ را در مقطع کنونی متوقف کرده، اما از نگاه این بازیگران، برتری و تسلط نظامی همچنان در اختیار آنهاست و تا زمانی که چنین ذهنیتی حاکم باشد و باور داشته باشند می‌توانند از این برتری نظامی علیه ایران استفاده کنند، «احتمال توسل به جنگ» همواره وجود خواهد داشت.این کارشناس روابط بین‌الملل توضیح داد: جنگ زمانی از دستور کار کنار گذاشته می‌شود که طرف مقابل- یعنی امریکا و اسراییل- به این جمع‌بندی برسند که حمله نظامی هیچ سودی ندارد و نه‌تنها فایده‌ای به همراه نمی‌آورد، بلکه «تماما هزینه و خسارت» است. به اعتقاد او، هنوز چنین تصوری شکل نگرفته و این ذهنیت برقرار نشده که پاسخ احتمالی ایران به حمله نظامی می‌تواند آنقدر سنگین باشد که به‌طور جدی نقش بازدارنده ایفا کند و آنها را از توسل به گزینه نظامی منصرف سازد.از همین رو تا وقتی این تغییر ذهنیت رخ ندهد، گزینه نظامی برای ترامپ همچنان «روی میز» و قابل طرح خواهد بود و در یک «فرصت مناسب»، اگر تفاهم جامع با شرایط دشوار مورد نظر امریکا محقق نشود، می‌توان انتظار داشت که پس از یک دوره موقت توقف تنش، دوباره احتمال حمله نظامی مطرح شود؛ چه پس از پایان جام جهانی و چه حتی به‌صورت غافلگیرکننده در بحبوحه برگزاری آن.


نظرات شما