سه شنبه ۲۳ تير ۱۴۰۵
نوشتارها

سرمقاله فرهیختگان/ خون‌خواهی رکن مهم گفتمان استقلال ملی

سرمقاله فرهیختگان/ خون‌خواهی رکن مهم گفتمان استقلال ملی
راه ترقی - فرهیختگان/ «خون‌خواهی رکن مهم گفتمان استقلال ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم بیژن رنجبر که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: برگ دیگری در ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - فرهیختگان / «خون‌خواهی رکن مهم گفتمان استقلال ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم بیژن رنجبر که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
برگ دیگری در تاریخ ایران بزرگ ورق خورد و روز‌های خاطره‌انگیزی در لوح زرین این مرز پرگهر ثبت و ضبط شد که می‌تواند سرآغاز دوران جدید اقتدار، سرافرازی و بالندگی باشد. حماسه حضور میلیونی مردم در وداع و بدرقه رهبر شهید انقلاب را باید ورای یک آیین سوگواری برای ازدست‌دادن یک شخصیت کم‌نظیر ذو ابعاد، یک رهبر بزرگ سیاسی یا یک مرجع دینی، کنشی اجتماعی تلقی کرد که حتی محدود به جغرافیای ایران نشد. حضور پرشکوه و کم‌نظیر مردم در تهران، قم، مشهد، نجف، کربلا و دیگر شهر‌ها، حقیقتی روشن را پیش چشم جهانیان قرار داد؛ حقیقتی که با جنگ روایت‌ها و هیاهوی رسانه‌ای قابل‌انکار نیست. این حضور، گواه زنده‌بودن سرمایه اجتماعی ملت ایران، استحکام پیوند مردم با مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، آرمان‌های انقلاب اسلامی، بیعت مجدد با رهبر معظم انقلاب و فرهنگ ایثار و شهادت است؛ سرمایه‌ای که در سخت‌ترین آزمون‌ها نیز این ملت را استوار و سربلند نگاه می‌دارد. میلیون‌ها انسان با وجود تفاوت‌های فکری، نسلی و فرهنگی، پیرامون یک نقطه مشترک، مجذوب مغناطیس سلوک و اندیشه حضرت آیت‌الله‌العظمی امام سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای گرد هم آمدند و تصویری ماندگار از انسجام ملی و همبستگی منطقه‌ای را به نمایش گذاشتند. عظمت این شکوه در کنار مشارکت وصف‌ناپذیر مردم، مدیون تلاش شبانه‌روزی هزاران نفر از خادمان، نیرو‌های اجرایی، رسانه‌ای و خدماتی بود که زمینه خلق این حماسه تاریخی را فراهم ساختند و باید از آنان تقدیر کرد.
از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این تشییع به‌یادماندنی را باید یکی از مهم‌ترین رخداد‌های بازتولید سرمایه اجتماعی ایران در فضای پساجنگ دانست. این حضور ارزشمند به‌مانند بیش از یک‌صد شب میدان‌داری آحاد مردم در هر کوی و برزن پیامد‌های سیاسی و اجتماعی مهمی در امروز و فردای این کشور خواهد داشت. این اجتماع عظیم، روایت‌هایی را که طی سال‌های گذشته بر وجود شکاف میان مردم و حاکمیت تأکید می‌کردند، با واقعیت اجتماعی به چالش کشید و نشان داد جامعه ایران چگونه در برابر هر تهدید مرتبط با امنیت، استقلال و تمامیت ارضی، ظرفیت بالای همگرایی خود را به رخ می‌کشد و نه‌تنها معادلات داخلی، بلکه برداشت بازیگران خارجی از قدرت ملی ایران را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. تنوع گسترده حاضران در این مراسم، از اقشار، سلایق و گرایش‌های مختلف، نشان داد در شرایطی که موجودیت و امنیت کشور در معرض تهدید قرار می‌گیرد، ظرفیت شکل‌گیری اجماع ملی همچنان وجود دارد. خون امام شهید همچون کلام او در همه سال‌های پس از انقلاب، التیام‌بخش شکاف‌های اجتماعی شد. این تجربه، سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده حکمرانی کشور است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند مبنای گفت‌وگوی ملی، افزایش همبستگی اجتماعی و کاهش شکاف‌های سیاسی و فرهنگی قرار گیرد.
آنچه در خیابان‌ها رقم خورد و توسط دوربین‌ها به سمع و نظر جهانیان منعکس شد، صرفاً ابراز احساسات نسبت به یک شخصیت سیاسی نبود. تشییع ابرمردی که در دوران مسئولیتش همه تلاش خود را برای یکپارچگی و عزت ایران به کار بست، به رخدادی ملی بدل شد که می‌تواند در شکل‌گیری هویت مشترک و تقویت سرمایه نمادین کشور، آثار ماندگاری بر جای بگذارد.
امنیت، تنها محصول توان نظامی نیست. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که جامعه، خود را در دفاع از کشور و آینده آن شریک بداند. سوگواری حماسی ایرانیان برای پیشوای شهیدشان را می‌توان از این منظر مورد واکاوی قرار داد. حرکتی که پیش از هر چیز، یک سرمایه امنیت‌ساز برای ایران بود. حضور میلیونی مردم، این پیام را مخابره کرد که سرمایه اجتماعی ایران، در کنار توان دفاعی و دیپلماسی، یکی از اضلاع اصلی قدرت ملی است و هرگونه محاسبه درباره ایران، بدون درنظرگرفتن این مؤلفه، با خطای راهبردی همراه خواهد بود. در چهارچوب این کنش اجتماعی ملی پارادایم نوینی در امنیت ملی شکل گرفت. خون‌خواهی امام شهید و همه شهدای دو جنگ اخیر و شبه‌کودتای دی‌ماه مطالبه‌ای مردمی و برخاسته از وجدان عمومی جامعه ایران است. ملت ایران به‌درستی انتظار دارد که تعرض به امنیت کشور و جان فرزندانش بی‌پاسخ نماند. این مطالبه را نباید صرفاً واکنشی احساسی تلقی کرد و آن را به سطح منازعات سیاسی تقلیل داد. این پارادایم، یک شعار نمادین نیست. خون‌خواهی، مهم‌ترین پشتوانه اجتماعی بازدارندگی است. هنگامی که دشمن اطمینان یابد جامعه ایران در برابر تعرض به امنیت ملی، جان و ناموس ایرانیان، مطالبه‌ای واحد و پایدار دارد، هزینه هرگونه اقدام علیه ایران به شکل قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت. از این منظر، خون‌خواهی نه دعوت به تداوم منازعه، بلکه سازوکاری برای جلوگیری از تکرار تجاوز و تثبیت بازدارندگی ملی است.
بدون شک، مسیر تضمین استقلال ایران، از مسیر پاسداشت خون شهیدان و استمرار مطالبه خون‌خواهی می‌گذرد. تداوم این مهم، نیازمند جامعه‌ای است که در برابر هرگونه تعرض به حاکمیت ملی حساس باشد و اجازه ندهد امنیت کشور به کالایی کم‌هزینه برای دشمنان تبدیل شود. ازاین‌رو، خون‌خواهی را باید یکی از ارکان تقویت گفتمان استقلال ملی در دوره جدید دانست. همین منطق، نسبت امنیت و توسعه را نیز روشن می‌کند. توسعه اقتصادی، بدون امنیت و ثبات پایدار امکان‌پذیر نیست و امنیت نیز بدون بازدارندگی و صیانت از حقوق ملت دوام نخواهد داشت؛ بنابراین هر آنکه برای پیشرفت این مرزوبوم دغدغه دارد، پرچم‌دار مطالبه خون‌خواهی است.
در چنین شرایطی، دانشگاه‌ها نیز وارد مرحله‌ای تازه از مسئولیت تاریخی خود شده‌اند که نباید از آن غفلت کرد. دانشگاه پساجنگ، تنها محل آموزش و پژوهش نیست؛ بلکه باید به کانون تولید اندیشه برای افزایش قدرت ملی تبدیل شود. دانشگاهیان باید با تولید ادبیات علمی، مستندسازی تجربه تاریخی این مقطع، تبیین ابعاد حقوقی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی «خون‌خواهی» و ارائه الگو‌های سیاستی برای تبدیل این مطالبه مردمی به سرمایه‌ای برای بازدارندگی حمایت کنند. دانشگاه در دوره پساجنگ، وظیفه دارد میان علم، امنیت، هویت ملی و حکمرانی پیوندی عمیق برقرار کند و اجازه ندهد سرمایه اجتماعی شکل‌گرفته در این مقطع تاریخی در پس رخداد‌ها و تحولات مورد غفلت قرار گیرد.
آغاز شکل‌گیری پارادایمی جدید در نسبت میان جامعه، امنیت و حکمرانی نیازمند کنشگری دانشگاهیان در ابعاد مختلفی است. اگر این سرمایه اجتماعی به‌درستی حفظ شود، اگر گفتمان خون‌خواهی به‌عنوان یک مطالبه ملی، عقلانی و بازدارنده تداوم یابد و اگر دانشگاه بتواند آن را به دانش، نظریه و سیاست عمومی تبدیل کند، ایران در دوره پساجنگ از پشتوانه‌ای مستحکم‌تر برای امنیت و استقلال برخوردار خواهد بود. این امنیت می‌تواند پایه پیشرفت ایرانی باشد که با عهد خونین جوانان با رهبر شهید و همت بلند آنان مسیر حرکت به سمت قله‌ها را با سرعت خواهد پیمود.
در آخر از همه دست‌اندرکاران، خادمان، نیرو‌های امدادی، امنیتی، رسانه‌ای، فرهنگی و اجرایی و همه کسانی که در برگزاری مراسم‌های وداع و تشییع در ایران و عراق زحمت کشیدند و به‌ویژه از خانواده بزرگ دانشگاه آزاد اسلامی که با تمام وجود در این راستا قدم برداشتند؛ قدردانی ویژه دارم و عزت و سلامتی و توفیق روزافزون ملت شریف ایران و رهبر معظم انقلاب را از خداوند متعال مسئلت دارم.


نظرات شما