يکشنبه ۱۵ شهريور ۱۴۰۵
ورزشی

از توپ پلاستیکی زیر پونز نقشه تا قله فوتبال

از توپ پلاستیکی زیر پونز نقشه تا قله فوتبال
راه ترقی - ورزش ۳/دوران سلطه مربی‌های کاتالان بر دنیا به پایان رسیده و حالا نوبت به استیلای مکتب باسک است. مکتبی با دو چهره بزرگ: ژابی آلونسو و میکل آرتتا. امشب دربی لندن ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - ورزش 3 /دوران سلطه مربی‌های کاتالان بر دنیا به پایان رسیده و حالا نوبت به استیلای مکتب باسک است. مکتبی با دو چهره بزرگ: ژابی آلونسو و میکل آرتتا.
امشب دربی لندن را داریم؛ جدال آرسنال قرمز و چلسی آبی. ولی به جای انگلیس می‌خواهیم شما را به جایی در اسپانیا ببریم. در شمال اسپانیا، ایالت باسک. چشم‌هایتان را ببندید. صدای برخورد موج‌های خشن اقیانوس اطلس به صخره‌های خلیج «لا کُنچا» را می‌شنوید؟ صدای خنده دو کودک که روی ماسه‌های خیس ساحل، دنبال یک توپ پلاستیکی می‌دوند؟

راه ترقی

آن روزها کسی فکرش را هم نمی‌کرد که چهل سال بعد، دست تقدیر آن دو پسربچه را به لندن بیاورد و سرنوشت دو تا از مهمترین تیمهای لیگ برتر انگلس را به دست‌شان بسپارد. در این یادداشت داستان میکل آرتتا و ژابی آلونسو را مرور می‌کنیم، از کوچه‌پس‌کوچه‌های «سن‌سباستین» تا قله‌ی لیگ برتر انگلیس. داستانی که از رفاقت شروع شد و به «هنر جنگ» رسید.
کارخانه مربی‌سازی جایی زیر پونز نقشه
شروع داستان ما از شهر سن‌سباستین است. شهری که به اندازه کل فوتبال بریتانیا، مربی تراز اول به لیگ برتر صادر کرده است. از میکل آرتتا و ژابی آلونسو گرفته تا آندونی ایرائولا و اونای امری. اما راز این «کارخانه مربی‌سازی» چیست؟ مردم محلی در آن حوالی با لبخند می‌گویند شاید جادو در «چیز کیک‌های» معروف ایالت باسک باشد. فارغ از این شوخی‌ها شاید سرنخ اصلی را باید در فرهنگ گیپوزکوآ جست؛ منطقه‌ای کوچک‌تر از لسترشایر انگلیس، اما با جسارت و سخت‌کوشی‌ای به وسعت یک قاره. در این منطقه کارگری، صیادی و سخت‌کوشی، با تار و پود فوتبال گره خورده است.
آنتیگوئوکو؛ دروازه‌ای به جاه‌طلبی
داستان ما از یک باشگاه کوچک محلی به اسم «آنتیگوئوکو» شروع شد. باشگاهی که پیوستن به آن برای بچه‌های سن‌سباستین، شبیه به امضای قرارداد با رئال مادرید بود. روبرتو مونتیل، پیرمردی که شاهد رشد این اعجوبه‌ها بوده، با افتخار به پیراهن‌های امضا شده روی دیوار باشگاه نگاه می‌کند.

راه ترقی

او به یاد می‌آورد که ژابی آلونسوی ۹ ساله، چطور با پاهای کوچکش شوت‌هایی با سرعت موشک می‌زد؛ یا آرتتا که از همان روزها، با نگاهی نافذ، تمام زمین را مثل یک شطرنج‌باز از نظر می‌گذراند. آن‌ها در زمستان‌های سخت و زیر باران‌های بی‌پایان باسک، یاد گرفتند که فوتبال یعنی فداکاری، یعنی صداقت و یعنی جنگیدن تا آخرین نفس.

راه ترقی

آرتتایِ وسواسی، ژابی کاریزماتیک و ایرائولای فیلسوف
تا اینجا به خاطر دربی امشب لندن فقط از آلونسو و آرتتا حرف زدیم ولی آنها یک رفیق دیگر هم دارند که مثل خودشان در لیگ برتر تیم بزرگی دارد: آندونی ایرائولا در لیورپول. جالب اینکه این سه رفیق اصلا شبیه هم نیستند. آرتتا، معمار آرسنالِ نوین، مردی است که با وسواس یک جراح به فوتبال نگاه می‌کند. او تشنه یادگیری است. آرتتا برای روحیه دادن به بازیکنانش در رختکن یک لامپ قدیمی رشته‌ای کار گذشته و به آنها میگوید در ذهن‌شان تصویر کنند که این لامپ همیشه مسیری که برای رسیدن به اوج دنیا در پیش دارد را روشن می‌کند!

راه ترقی

در نقطه مقابل، آندونی ایرائولا را داریم؛ کسی که حالا در آنفیلد، میراث‌دار کلوپ شده است. ایرائولا شاید به اندازه آرتتا اهل مطالعه و تئوری نباشد، اما او به فوتبال انسانی‌تر نگاه می‌کند. ایرائولا، پسر خجالتی‌ای که به یکی از خطرناک‌ترین مربیان دنیا تبدیل شده است.

راه ترقی

ژابی آلونسو؛ پادشاهی در لندن
و اما ژابی... مربی خوش‌تیپ و کاریزماتیکِ چلسی. او هنوز همان پسر محبوب سن‌سباستین است که هر کس نگاهش می‌کرد جذب کاریزمایش می‌شد. حتی در روزی که قرارداد ژابی با آبی‌های لندن نهایی شد، او را در حال دویدن در ساحل شهر زادگاهش دیدند.

راه ترقی

ژابی همیشه همینطور بوده. او بین نشستن در گران‌ترین رستوران‌های لندن و خوردنِ میگو در کافه قدیمی «پاکو بوئنو» در محله خانه پدری‌اش، همیشه دومی را انتخاب می‌کند. ژابی این روزها از مهاجمان چلسی می‌خواهد که «رهبر» باشند، درست مثل خودش که سال ۲۰۰۵ در استانبول، قلب لیورپول را فرماندهی کرد و یکی از اصلی‌ترین خالقان آن معجزه تاریخی بود.

راه ترقی

نبرد باسکی‌ها؛ کاتالونیا به حاشیه می‌رود!
سال‌ها بود که همه از مکتب لاماسیا و مربیانی مثل پپ گواردیولا و لوییس انریکه حرف می‌زدند. اما حالا ورق برگشته است. یکی از هواداران متعصب رئال سوسیداد می‌گوید: «کاتالان‌ها پپ را دارند، اما حالا ما در صدر هستیم!» غرور باسکی در لندن موج می‌زند. آن‌ها معماران دنیای جدید فوتبال هستند. مردانی که از کوهنوردی در قله‌های هشت‌هزار متری تا دریانوردی در دل موجهای اقیانوس‌های وحشی را در خون‌شان دارند و حالا، لیگ برتر انگلیس را به تسخیر درآورده‌اند.

راه ترقی

امروز عصر به وقت لندن وقتی میکل آرتتا و ژابی آلونسو کنار خط با هم دست می‌دهند، در ذهن‌شان برای یک لحظه، تمام هیاهوی استادیوم محو می‌شود. برای یک ثانیه، آن‌ها دوباره همان دو کودکِ ساحل «لا کنچا» می‌شوند که روی ماسه‌ها دنبال توپ می‌دویدند. شک نداریم در این یک ثانیه لبخندی روی لبهای ژابی و آرتتا نقش می‌بندد که به خاطر یادآوری همان خاطرات قدیمی است. اما فوتبال بی‌رحم است. رفاقت چهل‌ساله، به مدت ۹۰ دقیقه پشت درهای ورزشگاه می‌ماند. آنجا میدان «هنر جنگ» است؛ نبردی برای اثبات خود، برای افتخار و برای اثبات اینکه پسرانِ سن‌سباستین هرگز شکست نمی‌خورند.


نظرات شما