چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵
نوشتارها

«دروازه اشک‌ها»؛ کارت غیر قابل پیش‌بینی‌ ایران

«دروازه اشک‌ها»؛ کارت غیر قابل پیش‌بینی‌ ایران
راه ترقی - اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست در رابطه با موقعیت امنیت پدیدآمده در جنوب شبه‌جزیره عربستان، برت ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در رابطه با موقعیت امنیت پدیدآمده در جنوب شبه‌جزیره عربستان، برت مک‌گورک، نماینده دولت جو بایدن در امور خاورمیانه در سی‌ان‌ان نوشت: درگیری جاری با ایران توجه‌ها را به تنگه هرمز و وابستگی جهان به انتقال انرژی از این مسیر معطوف کرده است. ایران برای افزایش فشار بر واشنگتن به‌منظور پایان دادن به جنگ و پذیرش صلح، به کشتی‌ها در هرمز حمله کرده است. این تاکتیکی است که سال‌ها پیش در باب‌المندب آزموده شده بود و اکنون پس از تهاجم جدید نیروهای همسو با ایران در یمن در هفته گذشته، قابل تکرار است.
باب‌المندب در ترجمه تحت‌اللفظی به معنای «دروازه اشک‌ها» است. برخی افسانه‌ها این نام را به زلزله‌ها و سیلاب‌های باستانی نسبت می‌دهند که آفریقا را از عربستان جدا کردند و هزاران نفر را به کام مرگ فرستادند. هرچه منشأ دقیق این نام باشد، این تنگه چندان به خاطر اتفاقات خوب شناخته نمی‌شود.
یمن، که مستقیماً در جنوب عربستان سعودی قرار دارد، در دوران جنگ سرد به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شده بود و تنها در سال ۱۹۹۰ متحد شد؛ اما اتحاد کشور هرگز به‌طور کامل شکاف‌های عمیق سیاسی، قبیله‌ای و منطقه‌ای را حل نکرد. جنبش حوثی‌ها در اواخر دهه ۱۹۸۰ و دهه ۱۹۹۰ در شمال یمن و از دل یک جنبش احیای زیدی شیعه شکل گرفت. این جنبش تحت رهبری حسین الحوثی به یک جریان سیاسی و نظامی تبدیل شد و چندین جنگ را علیه دولت مرکزی یمن به راه انداخت. این گروه بعدها نام انصارالله را برگزید.
ایران انصارالله را ایجاد نکرده است و این گروه همچنان منافع و جاه‌طلبی‌های خاص خود را دارد؛ اما تسلیحات ایرانی، قطعات موشکی، پهپادها، آموزش و تخصص فنی ایران کمک کرد تا یک شورش محلی به نیرویی با اهمیت جهانی تبدیل شود.
درس‌های سخت و ناگهان غافلگیری: یک کارت غیر قابل پیش‌بینی‌
واشنگتن به‌سختی آموخت که آرامش در یمن، تغییر مهمی را در موازنه راهبردی پنهان کرده بود. در سال‌هایی که جنگ داخلی یمن تا حد زیادی متوقف شده بود، ایران به ایجاد نیرویی مسلح کمک کرد که دیگر صرفاً قادر به تهدید عربستان سعودی یا جنگیدن در یک جنگ داخلی در داخل یمن نبود؛ بلکه می‌توانست اسرائیل را هدف قرار دهد و هر زمان که بخواهد با بستن باب‌المندب، تجارت جهانی را گروگان بگیرد.
سال گذشته ترامپ بار دیگر حملات آمریکا علیه این گروه را تشدید کرد. پس از هفت هفته حملات آمریکا، عمان میانجیگری کرد و به تفاهمی دست یافت: آمریکا بمباران اهداف انصارالله را متوقف می‌کرد و آنان نیز حمله به کشتی‌های آمریکایی را متوقف می‌کردند. این توافق شامل اسرائیل یا عربستان سعودی نمی‌شد، اما به نظر می‌رسید دست‌کم نوعی آرامش نسبی ایجاد کرده است. البته برای مدتی.
سپس، هفته گذشته، نقشه بار دیگر تغییر کرد. در یک تهاجم سریع در امتداد ساحل دریای سرخ یمن، نیروهای انصارالله مناطق جدیدی را تصرف کردند که مستقیماً بر باب‌المندب مشرف هستند. اکنون تسلیحات متعارف آنان، توپخانه و راکت‌ها، می‌توانند کشتی‌ها را هدف قرار دهند و دیگر تنها به پهپادها و موشک‌های دوربرد متکی نیستند.
هنوز وضعیت جدیدی شکل نگرفته است. در حال حاضر، کشتی‌ها همچنان از باب‌المندب عبور می‌کنند. ترامپ گفته است انصارالله گفته‌اند نمی‌خواهند با ما وارد رویارویی شوند و اجازه عبور کشتی‌ها را خواهند داد؛ بااین‌حال، آنان مجبور نیستند فردا تنگه را ببندند. توانایی آنها برای گروگان گرفتن این گذرگاه، اهرم فشار دیگری در اختیار تهران قرار می‌دهد.
آیا این وضعیت تازه به «وضعیت موجود» تبدیل خواهد شد؟ لزوماً نه. خطوط مقدم در یمن اغلب جابه‌جا می‌شوند. گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر اینکه نیروهای دولتی در حال آماده شدن برای یک ضدحمله هستند و واشنگتن ممکن است اطلاعات نظامی در اختیار آنها قرار دهد. دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، نیز به‌تازگی برای بررسی وضعیت به عربستان سعودی سفر کرده است.
بااین‌حال، فارغ از اینکه بعداً چه اتفاقی بیفتد، انصارالله بار دیگر به جهان یادآوری کرده‌اند که با حمایت مستقیم ایران در موقعیتی قرار دارند که همچنان در هر رقابت منطقه‌ای بر سر قدرت و نفوذ، یک کارت پیش‌بینی‌ناشدنی باشند.


نظرات شما