چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵
فرهنگ و هنر

بازگشت معتمدآریا و یک یادآوری درباره حفظ حرمت سرزمین مادری

بازگشت معتمدآریا و یک یادآوری درباره حفظ حرمت سرزمین مادری
راه ترقی - مهر/ «آغوش وطن به روی همه باز است» این جمله ای است که در چند ماه اخیر بارها از سوی مسئولان و مدیران مختلف شنیده ایم و شاهد بودیم که تعدادی از هنرمندانی که به هر ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - مهر / «آغوش وطن به روی همه باز است» این جمله ای است که در چند ماه اخیر بارها از سوی مسئولان و مدیران مختلف شنیده ایم و شاهد بودیم که تعدادی از هنرمندانی که به هر دلیل در سال های اخیر مهاجرت کرده بودند، تصمیم گرفتند به وطنشان بازگردند. خبر بازگشت فاطمه معتمدآریا به ایران نیز در چند روز اخیر بازخوردهای رسانه ای مختلفی داشته است اما بازگشت این هنرمند فارغ از آنکه سرانجام حضور او و فعالیتش در کشور با وجود پرونده‌های قضایی و مواضع سیاسی چندسال گذشته اش چگونه خواهد بود، می‌تواند بهانه‌ای برای تأمل درباره یک مفهوم ساده اما مهم باشد: وطن، خانه آدم است اما باید حرمت آن را هم نگه داشت.
در مورد هنرمندان این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هنرمند با جامعه‌ای که در آن رشد کرده، زبان و فرهنگش را شکل داده و بخش مهمی از هویت حرفه‌ای‌اش را از آن گرفته است، پیوندی عمیق دارد و نسبت به سرنوشت کشورش حساس است. می‌توان از عملکرد حکومت انتقاد کرد و یا نسبت به شرایط اجتماعی و فرهنگی معترض بود؛ اما میان انتقاد از وطن و توهین به وطن فاصله‌ای جدی وجود دارد. این فاصله را شاید بد نباشد هر ایرانی، به‌خصوص چهره‌های شناخته‌شده، پیش از آنکه از کشور خارج شوند یا در فضای رسانه‌ای خارج از کشور سخن بگویند، به یاد داشته باشند.
اختلاف نظر با سیاست یا تصمیم‌های مسئولان یک موضوع است و تحقیر سرزمین، مردم و هویت ملی موضوعی دیگر. هیچ‌کس نباید تصور کند برای بیان اعتراض خود ناچار است همه آن چیزی را که به آن تعلق دارد، زیر سؤال ببرد یا تحقیر کند. چرا که در نهایت، وطن همان جایی است که امکان بازگشت به آن وجود دارد؛ همان جایی که بسیاری از آدم‌ها حتی پس از سال‌ها دوری، هنوز بخشی از خود را در آن جا گذاشته‌اند.
به هر حال، آدم‌ها ممکن است بروند، بمانند یا دوباره مهاجرت کنند اما نسبت انسان با سرزمین مادری‌اش چیزی نیست که به آسانی بتوان از آن عبور کرد. درهای وطن اگر باز بماند، بازگشت همیشه ممکن است. اما شاید خوب باشد آنهایی که روزی از این در بیرون می‌روند، بدانند که نباید پشت سر خود، به خانه‌ای که احتمالاً روزی دوباره به آن بازخواهند گشت، لگد بزنند. چون گاهی آنچه از وطن می‌گوییم، پیش از آنکه به دیگران آسیب بزند، دودش به چشم خودمان می‌رود.
خبر بازگشت فاطمه معتمدآریا به ایران، بار دیگر موضوع مهاجرت و بازگشت هنرمندان را به فضای رسانه‌ای آورده است؛ هنرمندانی که ممکن است به دلایل مختلف مدتی از کشور دور باشند، اما پیوندشان با سرزمین مادری، فرهنگ و مردمی که سال‌ها در کنارشان زیسته‌اند، به سادگی از میان نمی‌رود اما باید در کنار همه انتقادها و اعتراض‌ها، مراقب نسبت خود با وطن نیز باشند. نقد کردن یک امر است و بی‌احترامی به سرزمینی که بخش مهمی از هویت انسان را ساخته است، امری دیگر. به‌خصوص برای هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده که سخنانشان بیشتر شنیده می‌شود، این موضوع اهمیتی دوچندان دارد. می‌توان از عملکرد مسئولان انتقاد کرد، درباره مشکلات اجتماعی و فرهنگی کشور سخن گفت و حتی نسبت به بسیاری از اتفاقات معترض بود، اما این اعتراض الزاماً نباید به نفی یا تحقیر سرزمینی منجر شود که خود و آثار هنرمند از دل آن برخاسته است.
ایران فقط مجموعه‌ای از تصمیم‌های سیاسی و مدیریتی نیست. ایران، مردمش، زبانش، فرهنگش، خاطراتش و سرزمینی است که بسیاری از ما بخشی از کودکی، جوانی و زندگی‌مان را در آن گذرانده‌ایم. به همین دلیل، مرزبندی میان «نقد شرایط» و «لگد زدن به وطن» مرزبندی مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. شاید هیچ‌کس نداند فردی که امروز از کشور می‌رود، چه زمانی دوباره تصمیم به بازگشت خواهد گرفت اما اگر قرار باشد روزی این بازگشت اتفاق بیفتد، چه بهتر که پشت سر او تصویری از نفرت و ویرانگری باقی نمانده باشد.
بازگشت یک ایرانی به وطن، اتفاقی است که می‌توان از آن استقبال کرد؛ حتی اگر در گذشته درباره مسائل مختلف اختلاف نظر وجود داشته باشد. وطن خانه‌ای است که باید درهایش برای فرزندانش باز بماند؛ اما در مقابل، فرزندان این خانه نیز خوب است حرمت آن را نگه دارند. چرا که در نهایت، هرچقدر هم دور برویم، نسبت ما با وطن همچنان بخشی از هویت ماست و گاهی آنچه درباره خانه و سرزمینمان می‌گوییم، پیش از آنکه به دیگری آسیب بزند، خود ما را در معرض آسیب قرار می دهد.


نظرات شما