راه ترقی - رکنا / شایان، کودک ۶ ساله رشتی و تنها فرزند خانواده، در حالی که برای رفتن به مدرسه آماده میشد، از مقابل خانهاش ربوده شد. این کودک پس از ۱۳ روز اسارت، با عملیات پلیس از مخفیگاه آدمربایان نجات پیدا کرد.
سرهنگ محمد گروسی درباره پرونده ربوده شدن شایان، چرایی انتخاب این کودک و جزئیات نقشه ۹ماهه آدمربایان صحبت میکند.
سرهنگ محمد گروسی، به جایگاه شایان در خانواده اشاره میکند و میگوید پدر او از تاجران بزرگ پارچه بوده و شایان پس از ۱۴ سال، تنها فرزند این خانواده بوده است؛ کودکی که به گفته او جایگاه ویژهای برای خانواده داشته است.
سرهنگ گروسی سپس از لحظاتی میگوید که پس از نجات شایان، پلیس باید همزمان چند موقعیت دشوار را مدیریت میکرد؛ دو آدمربا، دو صاحبخانه که بهشدت معترض و تهدیدکننده بودند و جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر که پس از شنیدن صدای تیراندازی در کوچه جمع شده بودند.
او میگوید در چنین شرایطی، بهترین فرد برای توضیح ماجرا به مردم، خود شایان بود؛ کودکی که با وجود ۱۳ روز دوری از خانواده، توانسته بود بخشهایی از اتفاقاتی را که برایش افتاده بود به خاطر بسپارد.
شایان به مردم گفت که از رشت ربوده شده و زمانی این اتفاق افتاده که برای رفتن به مدرسه آماده میشده است.
اما جملهای که شایان درباره پاره شدن کیف و کتابهایش گفت، نگاه سرهنگ گروسی را به ذهنیت این کودک جلب کرد.
شایان تصور کرده بود آدمربایان قصد کشتن او را داشتهاند و استدلالش این بود که اگر قرار بود او را سالم برگردانند، چرا باید کیف و کتابهایش را پاره میکردند و دور میانداختند؟
سرهنگ گروسی در پاسخ به این پرسش که شایان چه برداشتی از این اتفاق داشته، گفت که شایان درست متوجه خطر شده بود و اگر پلیس بهموقع نمیرسید، ممکن بود اتفاق دیگری برای او رخ دهد.
او در ادامه به نکته مهمی درباره یکی از متهمان اشاره کرد؛ اینکه به گفته او، یکی از آدمربایان کارگر پدر شایان بوده و پس از اخراج، موضوع به سمت انتقامگیری کشیده شده است.
به گفته سرهنگ گروسی، نقشه ربودن شایان حدود ۹ ماه طراحی و تمرین شده بود.
اما هنوز یک سؤال بزرگ باقی مانده است: اگر انگیزه اصلی انتقام بود، چرا باید شایان قربانی میشد؟ متهمان دقیقاً چه نقشهای برای این کودک داشتند و ۹ ماه برنامهریزی چگونه انجام شد؟