راه ترقی - رکنا /گفتوگو با مرد جوان افغانستانی که متهم است حدود یک سال و نیم قبل در خانهاش در اکبرآباد ورامین، همسر و دو فرزند خردسالش را با ضربات چاقو به قتل رسانده است، را از نظر میگذرانید.
حدود یک سال و نیم قبل، صدای درگیری شدید از خانه یک زن و مرد جوان افغانستانی در اکبرآباد ورامین به گوش همسایهها رسید. صدای مشاجره هر لحظه بیشتر میشد تا اینکه زن جوان شروع به کمکخواهی کرد. چند نفر از همسایهها خود را به مقابل خانه رساندند، اما کسی در را باز نکرد. دقایقی بعد سکوتی سنگین خانه را فرا گرفت و همزمان همسایهها شوهر طلا را دیدند که از خانه خارج شد و پا به فرار گذاشت.
همسایهها که به ماجرا مشکوک شده بودند وارد خانه شدند و با صحنهای هولناک مواجه شدند؛ طلا، زن جوان افغانستانی، به همراه دختر دو سال و نیمه و پسر سه سال و نیمهاش، غرق در خون روی زمین افتاده بودند و آثار ضربات چاقو روی بدن هر سه نفر دیده میشد. موضوع بلافاصله به پلیس اعلام شد و تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل در محل حاضر شدند و تحقیقات برای شناسایی عامل این جنایت خانوادگی را آغاز کردند.
در جریان تحقیقات، شوهر طلا به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد دستگیر شد. او در بازجوییهای اولیه به قتل همسر و دو فرزندش اعتراف کرد و گفت در پی اختلاف مالی با همسرش کنترل خود را از دست داده و ابتدا همسرش را با چاقو به قتل رسانده و سپس با دیدن دو فرزند خردسالش و با این تصور که آنها پس از مرگ مادرشان چه سرنوشتی پیدا میکنند، به آنها نیز حمله کرده است. با تکمیل تحقیقات، پدرزن متهم برای او درخواست قصاص کرد و معاون اول قوه قضائیه نیز از طرف دو کودک خردسال شکایت کرد. پرونده برای رسیدگی قضایی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
گفتوگو با متهم
در تحقیقات اولیه به قتل همسر و دو فرزندتان اعتراف کرده بودید؛ چرا حالا منکر قتل هستید؟
متهم: من اصلاً آنها را نکشتم. روز حادثه صبح از خانه بیرون رفتم و به میدان رفتم. چند دقیقهای آنجا منتظر ماندم تا اینکه یک نفر برای کار در یک کارگاه ساختمانی من را با خودش برد. من تا بعدازظهر سر کار بودم و بعد به خانه برگشتم.
وقتی به خانه برگشتید چه دیدید؟
متهم: وقتی وارد خانه شدم، با اجساد همسر و دو بچهام روبهرو شدم. آن صحنه برایم خیلی سخت بود. باورم نمیشد چنین اتفاقی افتاده باشد.
پس چطور در تحقیقات پلیسی جزئیات قتل را توضیح دادید؟
متهم: در آن موقع حال روحی مناسبی نداشتم و همین باعث شد تا اعتراف کنم.
اما در اعترافات اولیه گفته بودید با همسرتان بر سر مسائل مالی درگیر شدهاید.
متهم: من و همسرم گاهی بر سر مسائل مختلف بحث میکردیم، اما این به معنی آن نیست که او را کشته باشم. آن روز هم اگر اختلافی داشتیم، من از خانه بیرون رفتم و سر کار رفتم.
در اعترافات قبلی گفته بودید بعد از قتل همسرتان، وقتی چشمتان به بچهها افتاد، تصمیم گرفتید آنها را هم بکشید. این حرف را قبول ندارید؟
متهم: نه. من چنین کاری نکردم. بچههایم را خیلی دوست داشتم و هیچ دلیلی نداشتم که آنها را بکشم.
همسایهها گفتهاند پیش از ورود به خانه، صدای کمکخواهی همسرتان را شنیدهاند و بعد شما را دیدهاند که از خانه خارج شدهاید.
متهم: من از خانه خارج شدم، اما نه بعد از قتل. من صبح از خانه بیرون رفتم و سر کار رفتم. اینکه همسایهها چه زمانی من را دیدهاند، نمیدانم.
درباره فرار کردن از خانه چه توضیحی دارید؟
متهم: من فرار نکردم. بعد از اینکه به خانه برگشتم و با این صحنه روبهرو شدم، شوکه شده بودم. اما قاتل همسر و بچههایم نیستم.
اگر شما قاتل نیستید، چه کسی میتوانسته این کار را انجام دهد؟
متهم: نمیدانم. من در خانه نبودم و نمیدانم چه کسی این کار را انجام داده است. فقط میگویم قتل کار من نبوده است.