شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
فرهنگ و هنر

«خواب»؛ وقتی آوار ایده‌های ناتمام بر بازی‌ درخشان بازیگران سایه می ندازد

«خواب»؛ وقتی آوار ایده‌های ناتمام بر بازی‌ درخشان بازیگران سایه می ندازد
راه ترقی - برنا / «خواب» ساخته مانی مقدم با ترکیبی وسوسه‌برانگیز از بازیگرانی چون مریلا زارعی، رضا عطاران، علی مصفا و هدی زین‌العابدین آغاز می‌شود و در همان ابتدا وعده یک ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - برنا / «خواب» ساخته مانی مقدم با ترکیبی وسوسه‌برانگیز از بازیگرانی چون مریلا زارعی، رضا عطاران، علی مصفا و هدی زین‌العابدین آغاز می‌شود و در همان ابتدا وعده یک تجربه متفاوت را می‌دهد؛ فیلمی که می‌خواهد ذهن مخاطب را به چالش بکشد و وارد قلمرو سینمای مفهومی شود. اما این جاه‌طلبی، در نهایت به روایتی آشفته ختم می‌شود که بیش از آنکه تأمل‌برانگیز باشد، خسته‌کننده است.
تماشای «خواب» در شروع، امیدوارکننده است. فیلم خیلی زود اعلام می‌کند که قرار نیست با یک روایت سرراست طرف باشیم. مانی مقدم تلاش کرده فضایی ذهنی خلق کند؛ جهانی میان خواب و بیداری، واقعیت و خیال. مسیری که سال‌هاست در سینمای جهان تجربه شده و حالا نسخه‌ای بومی از آن روی پرده آمده است.
بی‌تردید بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم، بازی‌هاست. مریلا زارعی با کنترل احساسی دقیق، یکی از پخته‌ترین نقش‌آفرینی‌های اخیرش را ارائه می‌دهد. رضا عطاران این‌بار فاصله قابل توجهی با تصویر همیشگی‌اش گرفته و شخصیتی جدی‌تر و درون‌گرا را بازی می‌کند. علی مصفا مثل همیشه با کم‌گویی و نگاه‌های حساب‌شده، وزن خاصی به صحنه‌ها می‌دهد و هدی زین‌العابدین نیز در کنار این جمع باتجربه، حضوری قابل قبول دارد. اگر معیار فقط بازیگری بود، «خواب» می‌توانست یکی از فیلم‌های شاخص جشنواره باشد.
اما مشکل دقیقاً از جایی شروع می‌شود که فیلم می‌خواهد «خیلی مفهومی» باشد.
مانی مقدم سراغ روایت چندلایه، فضای مبهم و پرسش‌هایی درباره مرز واقعیت و توهم رفته، اما این جاه‌طلبی به جای عمق، به آشفتگی می‌رسد. فیلم بیشتر وانمود می‌کند پیچیده است تا اینکه واقعاً پیچیده باشد. گره‌ها نه به‌تدریج باز می‌شوند و نه به درک تازه‌ای می‌رسند؛ فقط روی هم انباشته می‌شوند و مخاطب را در سردرگمی رها می‌کنند.
ایده‌ها فراوان‌اند، اما پرداخت ندارند. فیلم می‌خواهد ذهن تماشاگر را درگیر کند، اما ابزار دراماتیک لازم را فراهم نمی‌کند. روایت انسجام پیدا نمی‌کند، شخصیت‌ها فرصت رشد ندارند و آن بازی ذهنی‌ای که قرار است جذاب باشد، خیلی زود به فرسودگی می‌رسد.
«خواب» نمونه‌ای آشنا از تلاش سینمای ایران برای نزدیک شدن به فرم‌های مدرن جهانی است؛ تلاشی که این‌بار هم بیشتر به تقلید سطحی شباهت دارد تا خلق یک زبان شخصی. انگار فیلم می‌خواهد شبیه آثار پیچیده خارجی باشد، اما بدون زیرساخت فکری و روایی لازم برای چنین سینمایی.
 آنچه «خواب» را متمایز می کرد، بازی‌های خوب بازیگران است در فیلمی که زیر بار ایده‌های ناپخته‌اش فرو می‌ریزد. اثری که می‌توانست با این ترکیب بازیگر و این جسارت فرمی، تجربه‌ای قابل دفاع باشد، اما در عمل به فیلمی تبدیل شده که بیشتر آزاردهنده است تا چالش‌برانگیز.
از سوی دیگر و با نگاهی کاملا متمایز به فیلم، خواب می توانست فیلمی روانشناسانه نیز باشد. قصه مردی درونگرا و منفعل که در پی سرخوردگی های پی در پی دچار فرسودگی روحی شده و به دنیای خواب پناه می برد اما با تداوم این رفتار عامدانه مرز بین رویا و واقعیت را گم می کند و دست به رفتارهای عجیبی می زند که زندگی واقعی او را تحت تاثیر قرار داده و به اطرافیانش آسیب وارد می کند . اما ناگفته نماند که این دنیای خیالی تنها عاملی می شود که این ادم را به جسارت و عملکرد باز می دارد. 
پیدا کردن جسارت یا رضایت از خود و یا حس خوشبختی ؟ کدام یک عامل واقعی این نیاز در این شخصیت شد؟ شاید کارگردان در تلاش بود تا به مخاطب بفهماند که خوشبختی و بدبختی خود را نباید وابسته به دیگران و رفتارهای آن ها دانست. زیرا که در نهایت انسان به جایی می رسد که نه در خیال خوشحال است و نه در واقعیت. خوشبختی و خوشحالی یک انسان کاملا ریشه در خود او دارد و ریشه در صداقت با خود و خواسته های درونی .
از این منظر می توان این فیلم را اثری عمیق و تاثیر گذار دانست هر چند که اگر هدف فیلم همین برداشت باشد ، پیچیدگی کمتر و سر راستی بیشتر می توانست بهتر مخاطب را جذب و پیام فیلم را منتقل کند.
بازار


نظرات شما