دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
نوشتارها

پهلویست‌ها در کانادا یک ایرانی را کشتند؟

پهلویست‌ها در کانادا یک ایرانی را کشتند؟
راه ترقی - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست «به‌عنوان کسی که زمانی ارتباط سازمانی با دفتر آقای پهلوی داشتم، می‌گویم ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«به‌عنوان کسی که زمانی ارتباط سازمانی با دفتر آقای پهلوی داشتم، می‌گویم این‌ها از تمام ابزار‌های آزار آنلاین استفاده می‌کنند. حتی در مورد شخص من سایز خنجر را هم مشخص کرده‌اند.» این بخشی از اظهاراتی ا‌ست که مسعود مسجودی پیش از مفقود شدنش مطرح کرده بود. او پیش از این چندباری برای شکایت از آزار و اذیت‌های پهلوی‌ها به دادگاه رفته بود. حالا اما در میانه ژست‌های مردم دوستی پهلوی‌چی‌ها خبر‌هایی از مفقود شدن او منتشر شده است. اتفاقی که با توجه به تهدیدات پیشینی پهلوی‌چی‌ها علیه او، آن‌ها را تبدیل به متهمان ردیف اول این جنایت کرده است. این اما همه ماجرا نیست، مسجودی پیش از مفقود شدنش هم اختلافات زیادی با پهلوی‌ها پیدا کرده بود و با توجه به سابقه درخشان خانواده پهلوی در حذف گزینه‌های مخالف و رفتار ساواک گونه‌شان، این گزاره چندان دور از ذهن نیست که دست داشتن پهلوی‌ها در این جنایت محرز باشد. البته تا زمانی که جنازه مسجودی پیدا نشود نمی‌توان به طور قطع در مورد زنده یا مرده بودن او اظهار نظر کرد؛ اما همین اتفاق چهره پهلوی‌چی‌های مدعی دموکراسی را بیش از گذشته عیان می‌کند. 
بازار
چند و چون یک مفقودی
دو سه روز پیش بود که برخی رسانه‌های فارسی‌زبان و رسانه‌های خارجی اعلام کردند که فردی به نام مسعود مسجودی مفقود شده و خبری از او نیست. گمانه‌ها ردپای پهلوی‌چی‌ها را در این مفقودی تقویت می‌کرد. «علی افشاری» یکی از چهره‌های اپوزیسیون در شرح مفقود شدن مسعود مسجودی نوشت: «او دوهفته پیش از مفقود شدن در تماس با برخی دوستانش در ونکوور از تهدید شدن به قتل توسط سلطنت‌طلب‌ها خبر داده بود.» این اظهار نظر گمانه‌ها در مورد دست داشتن پهلوی‌چی‌ها در قتل او را پررنگ می‌کند. رسانه سی‌بی‌سی اما در گزارشی که در مورد مفقود شدن مسجودی منتشر کرده، نوشته بود: «اطلاعات کمی در مورد ناپدید شدن مسجودی در دست است. براساس اسناد دادگاه، مسجودی 45 ساله از چند فرد از جمله پسر آخرین شاه ایران شکایت کرده؛ اما پلیس هیچ اشاره‌ای به ارتباط بین اختلافات دادگاهی او و ناپدیدشدنش نکرده است.... پلیس اعلام کرده که ناپدید شدن مسجودی، غیرعادی و خلاف عرف بوده و جرم و جنایت در آن دخیل بوده است.»
مسجودی تقریباً از سال 2020 شکایت‌هایی در دادگاه ناظر به اقدامات «مزاحمانه» دارد و گفته این مزاحمت‌ها از طرف افراد زیادی دریافت شده است. او حتی به خاطر این آزار و اذیت‌ها که از جانب یکی از همکارانش در دانشگاه صورت گرفته، از دانشگاه اخراج شده است. او استاد ریاضیات دانشگاه سایمون فریزر بوده است. مسجودی به خاطر همین اخراج، شکایتی به دادگاه می‌برد که البته به نتیجه‌ای هم نمی‌رسد. 
خداحافظی با شورای ایرانیان کانادا
مسجودی پیش از بالا گرفتن اختلافاتش، عضو شورای ایرانیان کانادا بود. این شورا، ارتباطاتی نزدیک با لابی اسرائیلی داشته است. «بنای برث» لابی اصلی اسرائیل در کاناداست که این سازمان با او در ارتباط بوده است. رئیس این سازمان، آویده مطمئن‌فر به این جهت ارتباطاتش را با لابی اسرائیلی در کانادا تقویت کرده که به دنبال ورود به پارلمان کانادا با اتکا به همین لابی بوده است. حوالی سال 2023 فایل صوتی از گفت‌وگوی رئیس شورای ایرانیان کانادا (آویده مطمئن‌فر) و نائب‌رئیس این شورا یعنی همان مسعود مسجودی منتشر شد که نشان از عمق فشار‌هایی که به مسجودی وارد می‌شد، بود. مطمئن‌فر در بخشی از این فایل صوتی می‌گوید: «مسعود من مشکلی با حرف‌هایی که می‌زنی ندارم اما نه وقت مبارزه با این کثافت‌ها رو دارم و نه کاری با این‌ها دارم... به‌عنوان نائب‌رئیس سازمان تو رو به من می‌چسبونن و می‌گن هر حرفی که تو می‌زنی همون حرفیه که من می‌زنم. لطف کن روی توییترت چیزی به فارسی بنویس که من دیگر مسئول شورای ایرانیان کانادا نیستم.» این دیالوگ مقدمه استعفای مسجودی از شورای ایرانیان کانادا بود. نکته جالب آنکه مسجودی در جریان شکایت‌ها و اقدامات حقوقی که از پهلوی‌ها داشت از رئیس شورای ایرانیان کانادا که حداقل در ظاهر از پهلوی‌ها حمایت می‌کرد هم شکایت داشت و نامش مکرراً در پرونده ذکر شده بود. مجموع این موارد معمای مفقود شدن مسجودی را حل می‌کند. اگرچه برخلاف برخی اظهار نظر‌ها هنوز جسد مسجودی پیدا نشده و مشخص نیست که او کشته شده یا زنده است؛ اما با توجه به اختلافات گسترده‌ای که با پهلوی‌ها و لابی‌اسرائیل در کانادا پیدا کرده بود، این گمانه تقریباً اثبات شده که همه چیز زیر سر گماشته‌های پهلوی است. مسجودی پیش از این عضو شورایی بود که فردی مثل گلد قمری که به خاطر طرح ادعای اسلام‌ستیزانه از پارلمان اخراج شده بود، عضو آن بوده است و این نام برای فهم خط و ربط و کارویژه این شورا کافی است. 
بر مدار حذف مرموز
پهلوی‌ها سابقه دور و درازی در حذف بی‌سروصدای آدم‌ها دارند. نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد، رفتاری مشابه آنچه نیرو‌های ساواک انجام می‌دادند تنها محدود به یک سازمان نبود. بلکه مشی و رویه چندین ساله پهلوی‌ها بود. اتفاقی که اخیراً برای مسجودی رخ داد این گزاره را اثبات می‌کند. نکته حائز توجه آنکه پهلوی‌چی‌ها، پیش از این این رفتار‌ها علیه خانواده خودشان را هم اجرا کرده بودند. 
آبان‌ماه سال 33، هواپیمای حامل علیرضا پهلوی به دلایلی نامشخص سقوط می‌کند. راویان می‌گویند او شباهت زیادی به رضاخان داشت و این اتفاق درست در شرایطی می‌افتد که محمدرضا هنوز صاحب فرزند پسری نشده بود و نگران جایگاه ولیعهدی بود. با توجه به شباهت به رضا پهلوی، چندباری هم شایعه جانشینی علیرضا به‌خصوص در دوره ملی شدن صنعت نفت، حساسیت محمدرضا را برانگیخته بود. مرگ او هنوز هم اتفاق مرموزی است؛ علیرضا درست در روزی که به جشن تولد برادرش دعوت شده بود و با هواپیمایی که شاه در اختیارش گذاشته بود از خانه‌اش در گرگان به مقصد تهران، بلند شد. اما هواپیما در کوه‌های نزدیک تهران دچار نقص فنی شد و سقوط کرد. نکته جالب این است که فرودگاه مهرآباد اعلام کرده که از پرواز هواپیمای او به مقصد مهرآباد، خبر نداشته است. جدای از اینکه روایت‌های دقیقی در مورد علت مرگ و سقوط هواپیمای علیرضا پهلوی وجود ندارد؛ اما علیرضا فردوست در خاطراتش نوشته که خانواده شاه، محمدرضا را عامل مرگ علیرضا می‌دانستند. 
ماجرای مرگ مرموز یک عضو خاندان پهلوی
مشابه این اتفاق برای همسر دوم فاطمه پهلوی، خواهر شاه رخ داد. روز 22 شهریور سال 54 روزنامه اطلاعات خبر از مرگ ارتشبد محمد خاتمی، همسر فاطمه پهلوی داد. این روزنامه نوشت: «ارتشبد محمد خاتمی، فرمانده 56 ساله نیروی هوایی در یک حادثه درگذشت. او هنگام اوج گرفتن با کایت، تعادلش را از دست داده و به کوه برخورد کرده است.» اگرچه این روزنامه مدعی شده که کایت به خاطر وزش تندباد و برخورد با کوه سقوط کرده است؛ اما گمانه‌هایی هم در مورد خودکشی او مطرح بود. اسدالله علم، در خاطرات روز تشییع او نوشت: «شاهنشاه بسیار خسته و کسل بودند. عرض کردم اجازه فرمایید در مورد سانحه مرحوم ارتشبد خاتم بازدید و دقت زیادی شود. فرمودند البته. عرض کردم خبر‌های ضد و نقیضی می‌رسد، یکی می‌گوید باد زیاد باعث شده، یکی می‌گوید اصلاً بادی نبوده و بال‌های او باز شده است و او مثل سنگ پایین افتاده است و این ممکن است [خرابکاری] sabotage باشد. فرمودند بگو ستاد ارتش فوری کمیسیون [بازرسی] بفرستند. هم خودشان، هم سازمان ضداطلاعات ولی اگر بدون بال پایین افتاده و باد باعث آن نبوده است خودش بال‌های خود را باز کرده و قصد خودکشی داشته. من عرض کردم او که از چیزی ناراحتی نداشت. فرمودند چرا یکی دو ماه اخیر ناراحت بود.» اظهار نظر‌هایی هم که در مورد سقوط غیرطبیعی کایت مطرح می‌شد این گمانه را تقویت کرد که پای یک خودکشی در میان است. البته گمانه‌های دیگری هم در مورد کشته شدن ارتشبد پهلوی هم مطرح شده است. علم ضمن آنکه گمانه خودکشی را مطرح کرده در بخش دیگری از خاطراتش هم نوشته: «در روز‌های بعد شاه درباره ارتشبد خاتمی مطالب گوناگون بسیار محرمانه‌ای را افشا کرد که وی هرگز در موقعیتی نخواهد بود که آن‌ها را برملا سازد.» در پاورقی این خاطرات آمده: «ظاهراً در اواخر دهه ۱۹۶۰ دولت آمریکا نقشه اضطراری را در صورت مرگ ناگهانی شاه طرح کرد. قرار بود در طول دوره مذکور نقش مهمی توسط ارتشبد خاتمی ایفا شود. احتمالاً شاه از آن باخبر شد و سوءظنش علیه خاتمی تحریک گردید.» این روایت‌ها مرگ خاتمی را هم در کنار دیگر پرونده‌های مرموز پهلوی، مختومه نگه داشت.
پهلوی، همان پهلوی است
از این نمونه‌ها در تاریخ حکومت پهلوی‌ها و پس از آن زیاد است. وجه بارز آن انجام اقدامات ساواک‌گونه‌ای است که افراد را با بالاترین خشونت و البته مرموز‌ترین شکل ممکن به قتل می‌رساند. شاید تاریخ، وقوع این اتفاقات را از خاطره مردم پاک کرده باشد؛ اما اتفاقی که برای مسعود مسجودی رخ داد، اثبات کرد که این پهلوی همان پهلوی مرداد 32 و آبان 33 است و جالب‌تر آنکه گماشته‌ها و طرفدارانشان هم دقیقاً مشابه شعبان بی‌مخ‌ها عمل می‌کنند و فقط روش‌هایشان کمی به‌روز شده است. اتفاقی که برای مسجودی افتاد، نشان داد که اگر پای پهلوی‌چی‌ها به ایران برسد، اتفاقاتی بسیار تلخ‌تر، شدیدتر و وحشیانه‌تر از آنچه در سال‌های 30 و دهه 50 رخ داد، اتفاق خواهد افتاد. در شرایطی که آن‌ها حتی انتقاد‌های یکی از افراد نزدیک به خودشان را هم تحمل نمی‌کنند و آزادی بیان برای آن‌ها شوخی خنده‌داری است، چگونه می‌توان ادعای برقراری دموکراسی را از زبان این گماشته موساد پذیرفت؟ 


نظرات شما