دوشنبه ۸ تير ۱۴۰۵
اجتماعی

قتل یک مرد با شلیک گلوله؛ مقتول حق حساب می‌خواست!

قتل یک مرد با شلیک گلوله؛ مقتول حق حساب می‌خواست!
راه ترقی - همشهری / مرد جوانی که با استفاده از سلاح یک نفر را به قتل رسانده و دیگری را مجروح کرده بود، در دادگاه به تناقض‌گویی پرداخت و اتهاماتش را نپذیرفت و قتل را به ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - همشهری / مرد جوانی که با استفاده از سلاح یک نفر را به قتل رسانده و دیگری را مجروح کرده بود، در دادگاه به تناقض‌گویی پرداخت و اتهاماتش را نپذیرفت و قتل را به گردن مرد مجروح انداخت.
رسیدگی به این پرونده از ۲ سال قبل و با اعلام وقوع یک درگیری خونین در دامداری در حال ساخت در حاشیه تهران آغاز شد. پس از تماس با پلیس، تیم جنایی خود را به محل حادثه رساند.ماموران در آنجا با جسد مرد جوانی به نام مهرداد روبه‌رو شدند که بر اثر اصابت گلوله جان باخته بود. در فاصله‌ای نزدیک به جسد نیز مرد دیگری به نام هادی با اصابت گلوله از ناحیه پا زخمی شده و پیش از رسیدن مأموران به بیمارستان انتقال یافته بود.
تحقیقات اولیه از هادی، تنها شاهد زنده حادثه، آغاز شد. او در اظهاراتش مدعی شد عامل تیراندازی مردی به نام سامان است که ابتدا با شلیک گلوله مهرداد را به قتل رسانده و سپس او را نیز از ناحیه پا هدف قرار داده است.
دستگیری جوان فراری با ۶ اتهام
با این اظهارات، سامان به‌عنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد دستگیر شد. متهم در جریان تحقیقات مدعی شد پس از حادثه اسلحه را حوالی یک مدرسه مخفی کرده اما با وجود بررسی‌های انجام‌گرفته، هیچ اثری از سلاح کشف نشد.
پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. دیروز جلسه رسیدگی با حضور اولیای دم، متهم، وکیل مدافع و قضات برگزار شد. در ابتدای جلسه، اولیای دم با حضور در جایگاه خواستار قصاص متهم شدند.
سپس رئیس دادگاه ۶ عنوان اتهامی از جمله قتل عمد مهرداد، ایراد جراحت عمدی به هادی از طریق تیراندازی، قدرت‌نمایی با سلاح گرم و سرد، نگهداری و اختفای سلاح و سایر اتهامات مندرج در کیفرخواست را به سامان تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.
متهم در حالی که تمام اتهامات را رد می‌کرد، گفت: هیچ‌کدام از اتهاماتی را که مطرح شد، قبول ندارم. من مرتکب قتل نشدم و شلیک مرگبار را انجام ندادم.
مقتول حق حساب می‌خواست
وی سپس درباره اختلافاتش با مقتول توضیح داد و گفت: ما ۳ نفر مالک ۳ قطعه زمین کنار هم بودیم و هر کدام در زمین خود مشغول ساخت‌وساز بودیم. من هم در زمینم دامداری می‌ساختم. مهرداد برای کسانی که در آن منطقه ساخت‌و ساز می‌کردند مزاحمت ایجاد می‌کرد.
سامان ادامه داد: یک روز بنگاهدار محل با من تماس گرفت و گفت دیوارکشی هر سه ملک تخریب شده است. همان موقع حدس زدم کار مهرداد باشد. وقتی به محل رسیدم، بنگاهدار گفت شب قبل مهرداد به دفترش آمده و تهدید کرده اگر حق حساب ندهیم، دیوارها را خراب می‌کند. صبح هم متوجه شده بود دیوارهای هر سه ملک تخریب شده است.
متهم مدعی شد هنگام بررسی محل، مدارک شناسایی مهرداد را میان بلوک‌های سیمانی پیدا کرده‌اند.
وی گفت: بنگاهدار با مهرداد تماس گرفت. ابتدا همه چیز را انکار کرد، اما وقتی فهمید مدارکش پیدا شده، گفت برای صحبت به محل می‌آید. وقتی آمد، بین ما درگیری و کتک‌کاری رخ داد. بعد از پایان درگیری او محل را ترک کرد. ما هم با پلیس تماس گرفتیم و وقتی مأموران آمدند، مدارک پیداشده را صورتجلسه کردند.
شب حادثه چه گذشت؟
سامان در ادامه روایت خود از شب حادثه گفت: آن شب مهرداد با صاحب زمین‌ها و بنگاهدار تماس گرفت و خواست برای صحبت به محل برویم. تهدید کرد اگر نرویم، بقیه دیوارها را هم خراب می‌کند. چون داخل زمین مقدار زیادی بلوک سیمانی ریخته بودم، ترسیدم آنها را تخریب کند. به همین دلیل همراه دو مالک دیگر به محل رفتیم. وقتی رسیدیم، مهرداد و هادی آنجا بودند. آنها به ما حمله کردند. دو مالک دیگر فرار کردند اما من گرفتار شدم و مرا به شدت کتک زدند. خودم را به‌سختی روی زمین کشیدم تا به خودرو برسم و از داخل آن چاقویی بردارم.
متهم سپس ادعایی مطرح کرد و گفت: در همان لحظه مهرداد به هادی اعتراض کرد که چرا مرا رها کرده است. بین آن دو درگیری لفظی شد. هادی ابتدا به سمت مهرداد شلیک کرد و او را کشت. بعد هم اسلحه را به طرف من گرفت اما گلوله در اسلحه‌ گیر کرد. من اسلحه را از دست او گرفتم. چون در دوران سربازی کار با اسلحه را آموزش دیده بودم، گلوله را آزاد کردم و فقط به پای هادی شلیک و از محل فرار کردم. بعد هم اسلحه را همان حوالی انداختم.
تذکر قاضی دادگاه درباره تناقض‌ در اظهارات متهم
در ادامه جلسه، رئیس دادگاه به تناقض‌های موجود در اظهارات متهم اشاره کرد و گفت: در مراحل مختلف تحقیقات هر بار محل متفاوتی را برای رها کردن اسلحه اعلام کرده‌ای. یک بار گفتی پشت مدرسه و بار دیگر مدعی شدی آن را در بیابان انداخته‌ای. علت این تناقض چیست؟
سامان در پاسخ گفت: محلی که اسلحه را رها کردم، بیابانی پشت مدرسه بود. هر بار از یک سمت آدرس دادم اما منظورم همان محل بود.
رئیس دادگاه سپس به اعتراف اولیه متهم اشاره کرد و گفت: در تحقیقات مقدماتی به قتل اعتراف کرده بودی. آیا آن اعتراف را قبول داری؟
متهم در پاسخ ادعا کرد: خیر. من چنین اعترافی نکرده‌ام و نمی‌دانم چرا این مطالب را به نقل از من در پرونده نوشته‌اند.
پس از پایان دفاعیات متهم و اظهارات وکیل مدافع او، جلسه رسیدگی پایان یافت و قضات شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران برای صدور رأی وارد شور شدند.


نظرات شما