راه ترقی - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تحلیلگران میگویند با وجود افزایش خطرات تشدید تنش، هیچیک از دو طرف، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی در داخل کشور، بهراستی خواهان چنین وضعیتی نیستند.
طی یک هفته گذشته، درگیری میان ایالات متحده و ایران از یک رویارویی محدود و تلافیجویانه به چیزی تبدیل شده که بسیار بیشتر به یک جنگ تمامعیار شباهت دارد.
نگرانیها از ادامه تبادلهای آتش
به نوشته نیویورکتایمز، به گفته تحلیلگران، حملات آمریکا و ایران به شکلی در حال پیشروی است که خطر کشیده شدن به جنگی گستردهتر را در پی دارد؛ جنگی که شاید دیگر نتوان آن را مهار کرد، مگر آنکه دو طرف هرچه سریعتر به میز مذاکره بازگردند.
پس از بیش از یک هفته حملاتی که آتشبسی نافرجام را از هم پاشید، درگیری میان ایالات متحده و ایران اکنون بر لبه تیغ قرار گرفته است. تحلیلگران میگویند اکنون زمان آن رسیده که راهی برای کاهش شدت این رویارویی با قدرت تخریبی فزاینده پیدا شود؛ در غیر این صورت، خطر آغاز جنگی وجود دارد که از کنترل آنان فراتر رود. تحلیلگران میگویند با وجود افزایش خطرات تشدید تنش، هیچیک از دو طرف، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی در داخل کشور، بهراستی توان تحمل چنین وضعیتی را ندارند.
خطراتی که تغییری نکردهاند
حملات آمریکا جادهها و زیرساختهای جنوب ایران را به شدت بمباران کرده، جان غیرنظامیان را گرفته و در مناطق آسیبدیده گرفتار کرده و همزمان این نگرانی را افزایش داده است که واشنگتن در حال فراهم کردن مقدمات یک تهاجم احتمالی در آن منطقه باشد.
حملات ایران به نیروهای آمریکایی در اردن تاکنون به کشته شدن دو سرباز آمریکایی و زخمی شدن دهها نفر انجامیده است؛ موضوعی که هزینه انسانی جنگ را برای آمریکاییها بسیار ملموستر کرده و تصویر ارائهشده از سوی دولت ترامپ درباره برتری کامل نظامی را خدشهدار کرده است.
الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «این لحظه بیدارباش برای هر دو طرف است. یا اکنون مسیر خروج دیپلماتیک را انتخاب میکنند، یا خطر آن را میپذیرند که جنگ از چارچوب تشدید تنشِ قابل مدیریت خارج شود.»
همزمان با گسترش اهداف حملات دو طرف، دامنه جغرافیایی بالقوه جنگ نیز افزایش مییابد. تشدید حملات متقابل به زیرساختها در ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند به سرعت جمعیت غیرنظامی منطقه را با فاجعه روبهرو کند. ایران پیشتر هشدار داده است که اگر آسیب جدی ببیند، تأسیسات کشورهای خلیج فارس را که برای عرضه جهانی انرژی حیاتی هستند هدف قرار خواهد داد.
عربستان سعودی هفته گذشته فرودگاه صنعای یمن را هدف حمله قرار داد. به گفته خانم گرانمایه، این اقدام این احتمال را افزایش داده که تهران از متحدان یمنی خود بخواهد مسیر حیاتی کشتیرانی بابالمندب در دریای سرخ را مسدود کنند. چنین اقدامی به سرعت خطرات برای اقتصاد جهانی را تشدید خواهد کرد. هزینههای تشدید این درگیری برای هر دو طرف بسیار سنگین است.
هم دولت ترامپ و هم مقامات تازه تهران با همان خطرات اقتصادی و سیاسی روبهرو هستند که تنها یک ماه پیش دولتهای در حال جنگ آنها را وادار کرد «یادداشت تفاهمی» با عباراتی مبهم امضا کنند؛ یادداشتی که هدف آن مذاکره برای پایان دادن به درگیری بود.
همانند آن زمان، آشفتگیای که جنگ از زمان حمله اولیه آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه گذشته بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده است، همچنان ادامه دارد. گسترش بیشتر این جنگ نامحبوب میتواند به متحدان جمهوریخواه ترامپ در انتخابات میاندورهای پیش رو آسیب برساند. اقتصاد ایران هم که از تخریب گسترده آسیب دیده، با بحران اقتصادی خطرناکتری روبهرو است؛ بحرانی که با محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیهای ایرانی تشدید شده است.
عواملی که تشدید تنش را برای واشنگتن و تهران خطرناک میکند، ممکن است همان عواملی باشند که آنها را به حملات پرخطرتر سوق میدهد، زیرا هر یک میکوشد فشار بیشتری بر دیگری وارد کند.
به گفته حمیدرضا عزیزی، عضو مؤسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت: «این درگیری اکنون به رقابتی با زمان و جنگی فرسایشی تبدیل شده است. پرسش تعیینکننده این خواهد بود که آیا وخامت شرایط اقتصادی و زیرساختی ایران سریعتر از افزایش قیمت انرژی ناشی از بیثباتی در تنگه هرمز پیش خواهد رفت یا برعکس.»
مخاطرات حمله زمینی
به گفته فرزان ثابت، تحلیلگر ایران در مؤسسه عالی ژنو در سوئیس، احساس از دست رفتن زمان احتمالاً ایران را تشویق کرد حملات به کشتیها را آغاز کند؛ حملاتی که آخرین دور از تشدید تنش را رقم زد. به گفته او، هدف از این اقدام گسترش جنگ نبود، بلکه ایران میخواست تا زمانی که هنوز دستاوردهای راهبردی در اختیار دارد، از آنها بهرهبرداری کند.
برای نمونه، حملات به اهداف آمریکایی در اردن نهتنها تلفات سنگین و خسارات گستردهای به بالگردها و تجهیزات وارد کرده، بلکه به شکلی آشکار نشان داده که تهران همچنان توانایی پاسخگویی و حتی گاه غافلگیر کردن ارتش بسیار قدرتمندتر آمریکا را دارد.
همزمان، با توجه به هزینههای سنگین اقتصادی و سیاسی، گزینههای مطلوب ترامپ برای تشدید درگیری بسیار محدود است. به گفته، از اکنون تا اواسط ماه اوت، دولت ترامپ احتمالاً خواهد کوشید تهران را از نظر نظامی تضعیف کند یا از طریق حملات نامتقارن توانایی ایران برای کنترل تردد در تنگه هرمز را از بین ببرد. بااینحال، به باور او، نشانه چندانی وجود ندارد که آمریکا بتواند در این زمینه موفق شود.
یکی از سناریوهای محتمل، تهاجم زمینی آمریکا به یکی از جزایر جنوبی نزدیک تنگه هرمز، خواهد بود. بسیاری از ایرانیان حملات شدید آمریکا به جنوب کشور را مقدمه احتمالی چنین عملیاتی تلقی کردهاند. به گفته خانم گرانمایه، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، خطراتی که پیشتر دولت ترامپ را نسبت به این گزینه مردد کرده بود، از احتمال تلفات سنگین گرفته تا امکان گرفتار شدن در اشغال طولانیمدت، اکنون حتی بیشتر شدهاند. نیروهای آمریکایی با چالشهای تازهای مانند گرمای شدید تابستان و همچنین نیروهای ایرانی روبهرو خواهند شد که ماهها برای مقابله با چنین حملهای آماده شدهاند.
اما، ثابت معتقدست که اگر ترامپ واقعاً چنین عملیاتی را در نظر داشته باشد، احتمالاً اجرای آن را به بعد از انتخابات میاندورهای موکول خواهد کرد؛ زمانی که هزینه سیاسی آن برای او کمتر باشد. بااینحال، روزهای پیش رو همچنان بسیار حساس و خطرناک خواهد بود.