راه ترقی - خراسان /سرکرده سابقه دار باند بزرگ دستبرد به مغازه های مشهد که تاکنون رازسرقت از ده ها فروشگاه درمناطق مختلف شهری را دربازجویی های تخصصی کارآگاهان پایگاه جنوب پلیس آگاهی فاش کرده است درگفت وگویی با خبرنگار ارشد روزنامه خراسان به جوانان توصیه کرد:برای آن که به تبهکارانی حرفه ای تبدیل نشوند ابتدا باید«نه»گفتن را تمرین کنند و غرورشان را زیرپا بگذارند!...
آنچه می خوانید خلاصه ای ازگفت وگوی یک ساعته خبرنگارارشد روزنامه خراسان با تبهکاری خطرناک است که به اتهام سرقت مسلحانه ازمنازل تحت تعقیب پلیس بود واکنون با تشکیل باند دیگری درمشهد به اموال مردم دستبرد می زد.
نامت چیست؟محسن-الف .
چندساله هستی؟
۳۶سال دارم.
اهل مشهدی؟بله! ازبچه های جاده قدیم(بولوارتوس)هستم وتاچند سال قبل درمنطقه بحرآباد زندگی می کردم.
پدرت چه شغلی دارد؟اوکارگریک شرکت تولیدی کیک بود اما سال۸۶ به خاطرسقوط از ارتفاع پایش شکست وخانه نشین شدتا این که درسال۹۲ ازدنیا رفت .
چند خواهر و برادرداری؟
۲خواهر و۲ برادردارم.
بعد ازمرگ پدرت چه کسی مخارج زندگی شما را پرداخت می کرد؟پدرم بیمه تامین اجتماعی بود و با حقوق ازکارافتادگی او زندگی می کردیم.
متاهلی؟متاهل بودم ولی همسرم طلاق گرفت و ازسال ۹۹ تاکنون با تنها دخترم زندگی می کنم.
دخترت چند ساله است؟۱۰سال دارد و درکلاس چهارم ابتدایی تحصیل می کند.
چرا ازدواج نکردی؟دنبال خلافکاری بودم و موقعیت ازدواج فراهم نشد!
با همسرت چگونه آشنا شدی؟
او خواهر یکی ازدوستان هم محله ای ام بود. یک روز به او شماره تلفن دادم و بعد ازارتباط پیامکی و تلفنی به خواستگاری اش رفتم و درسال ۹۳ هم ازدواج کردیم.
چرا ازمشهد به آمل رفتی؟سال ها قبل درجاده کلات –مشهد تولیدی مایع ظرفشویی داشتم و بعد برای ادامه کارم به آمل رفتم تا درآن جا مایع ظرفشویی تولید کنم!
یعنی کارگاه تولیدی داشتی؟
بله! یک کارگرهم داشتم.
چگونه با یک کارگرمایع ظرفشویی تولید می کردی؟تقلبی بود؟نه!مایع هاراخودم تولید می کردم ودرظروف۲۰لیتری دربازارمی فروختم!!
دلیل طلاق همسرت چه بود؟بیشترمشاجره ودرگیری داشتیم.
اکنون که دستگیر شدی چه کسی ازدخترت مراقبت می کند؟باید زنگ بزنم و یکی ازبستگانم بیاید دخترم را نزد خودشان ببرند.
حالا اگرکسی درمدرسه به دخترت بگوید پدرت یک دزد است فکر می کنی چه حالی دارد؟(سکوت)نمی دانم ! ولی زجر می کشد....
چند سابقه کیفری داری؟
دوباربه جرم سرقت ازمنازل دستگیر شدم که یک باردرمشهد قاضی امام وردی مرا به۴سال زندان محکوم کرد که ۴ سال زندان را هم سپری کردم.
ماجرای سرقت مسلحانه چه بود؟
درشمال کشور با سلاح گرم ازمنازل طلا سرقت می کردم که دستگیر شدم ولی وقتی با سپردن وثیقه تا زمان رسیدگی به پرونده آزادم کردند دیگرفراری شدم و درمشهد باند دیگری برای دستبرد به مغازه ها تشکیل دادم.
چه نوع فروشگاه هایی را برای سرقت انتخاب می کردید؟ازنظراجناس که فرقی نمی کرد ولی بیشتر به مراکز بازی های رایانه ای دستبردمی زدیم اما ازقصابی،برنج فروشی،کالای خواب،کفش فروشی،لباس فروشی وغیره هم سرقت کردیم. درعین حال فروشگاه هایی را که بریدن قفل یا تخریب کرکره آن ها راحت تربود مورد توجهم قرارمی گرفت.
با سفارش مالخران هم سرقت می کردید؟بله! چون پی اس فور یا پی اس فایو ها را به راحتی می فروختیم. برخی ازمالخران درشمال کشورسفارش می دادند و ماهم درمشهد سعی می کردیم کالاهای سفارشی را سرقت کنیم که سریعتربه فروش برسند.
اولین بارچه شد که سرقت را شروع کردی؟سال۹۳بود با یکی ازدوستانم به نام مرتضی دورمی زدیم که او پیشنهاد سرقت را مطرح کرد و من هم برای آن که غرورم اجازه نداد«نه» بگویم خیلی راحت پیشنهادش را پذیرفتم.
نگران نبودی؟چرا! خیلی استرس داشتم به حدی که دچارتب شدم ولی بعد ازگذشت مدت کوتاهی دوباره سرقت ازمنازل را شروع کردیم.
چه شدکه ازدستبرد به خانه ها خلافکاری راآغازکردی؟دوستم آمارثروت و طلاهای فامیل وآشنا را داشت. او خانه بستگانش را انتخاب می کرد و باهم ازمنازل سرقت می کردیم.
آن زمان متاهل بودی؟
بله! ازدواج کرده بودم.
فکرنمی کنی یکی ازدلایل طلاق همسرت همین سرشکستگی ها و خلافکاری هایت بود؟نمی دانم.
چگونه دستگیر شدی؟آن زمان ابتدا ماموران به سراغ مرتضی رفتند و او را دستگیرکردند چون بستگانش به او مشکوک شده بودند،بعد هم با اعتراف او ،پلیس مرا هم دستگیر کرد.
چندشاکی داشتید؟
آن زمان فقط ۷شاکی داشتیم ولی بعد ازآزادی از زندان به شمال کشور رفتم و درآن جا به جرم سرقت مسلحانه دستگیرشدم.
چرا بعد ازتحمل این همه سال زندان بازهم به سرقت ادامه دادی؟چون هیچ وقت «نه»گفتن را یاد نگرفتم! احساس می کردم گفتن این کلمه برایم افت دارد وگرنه می توانستم با تولید مایع ظرفشویی زندگی خوبی داشته باشم!
ریشه ارتکاب جرم توسط برخی از جوانان را درچه می دانی؟۹۰درصد سرقت ها به خاطراعتیاد افراد رخ می دهد یعنی مجرمان برای تامین هزینه های سنگین مواد مخدرسرقت می کنند اما ۱۰ درصد آن فقط به دلیل «بی عقلی»و «جو گرفتن»است.
به نظرشما چرا یک سارق بعد ازتحمل۴ سال زندان دوباره به جرم روی می آورد؟چون بعد ازآزادی از زندان حمایت نمی شود. وقتی مهرسرقت برپیشانی داری دیگرهمه ازتو فرارمی کنند! از طرف دیگر هم مسئولان می گویند وام می دهیم تا شغلی برای خودتان دست وپا کنید ولی وقتی به دنبال وام می روی تازه می بینی که چند هزار نفر درنوبت وام هستند! پشتوانه مالی هم نداری! زندگی هم خرج دارد! بنابراین دوباره روز ازنو روزی از نو!
مردم چکارکنند که سارقان اموالشان را به یغما نبرند؟دارایی هایشان را به رخ نکشند! زنان هم طلا و زیورآلات شان را مقابل دید دیگران نگذارند! مغازه دارها نیز باید محکم کاری کنند .با یک قفل که به راحتی با دیلم یا قیچی آهن بری شکسته می شود،میلیاردها تومان اموالشان را رها نکنند! اندکی بیشترخرج کنند تا سارقان به راحتی نتوانند درمغازه را بازکنند.
بزرگترین آرزویت چیست؟
مرگ! دوست دارم به هرشکل ممکن خودم را ازاین زندگی فلاکت بار خلاص کنم! خسته شدم ! خجالت می کشم به چشمان دخترم نگاه کنم! نمی خواهم دوباره برای ملاقات به زندان بیایند! ...
توصیه ات به افرادی که وسوسه ارتکاب جرم را درسرمی پرورانند ، چیست؟فقط«نه»گفتن را تمرین کنند! وقتی دریک پاتوق(محل استعمال موادمخدر)یا در یک دورهمی دوستانه ،پیشنهاد سرقت را می شنوند! یک بارغرورخودشان را زیرپا بگذارند و«نه»را با قدرت بگویند. فقط این گونه می توانند آینده خود را تضمین کنند درغیراین صورت تا پایان عمردیگر زندگی نخواهندکرد!
معتادی؟نه! من اعتیاد ندارم ولی همدست دیگرم معتاد است.
عضو دیگر باند شما چرا به قتل رسید؟خبرندارم! فقط می دانم چند روز قبل با شلیک گلوله کشته شد.
در سرقت های شمال کشور به چند سال زندان محکوم شده ای؟۱۵ سال! ولی اکنون که دستگیر شدم باید آن ۱۵ سال را هم تحمل کنم!
فکر می کردی دوباره دستگیر شوی؟بالاخره هیچ مجرمی نمی تواند ازچنگ پلیس فرارکند ولی آن زمان همه تبهکاران خودشان را زرنگ می دانند و با خودشان فکرمی کنند که این باراشتباه قبلی را تکرارنمی کننداما این نقشه ها هیچ فایده ای ندارد ...
پشیمانی؟همه افراد بعد ازدستگیری پشیمان می شوند.
اگر این بارآزاد شوی چه می کنی؟فقط«نه» گفتن را یاد می گیرم و به دنبال همان تولید مایع ظرفشویی می روم!
تابه حال به چند فروشگاه مشهد دستبرد زده اید؟دقیق به خاطرندارم ولی تاکنون بیش از۳۰شاکی به پلیس آگاهی آمده اند!
سابقه خبر
گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان حاکی است:به دنبال وقوع سرقت های متعدد ازفروشگاه های مشهد،گروه ویژه ای ازکارآگاهان پایگاه جنوب آگاهی با دستورمستقیم سرهنگ جوادبیگی(رئیس پلیس آگاهی مشهد)درحالی برای ردیابی سرقت های مذکور وارد عمل شدند که سرهنگ جلیل جهانی (رئیس پایگاه جنوب)فرماندهی عملیات را با بهره گیری ازتوان تجهیزاتی وفن آوری های نوین پلیسی به عهده گرفت . طولی نکشید که تلاش های شبانه روزی کارآگاهان به نتیجه رسید و مشخص شد که اعضای یک باند حرفه ای به مغازه ها دستبرد می زنند . بنابراین گروه عملیاتی به سرپرستی سرهنگ «رشید»(افسر پرونده)تحقیقات پلیسی را ادامه دادند وموفق شدند عاملان دستبرد به مغازه ها را دستگیرکنند.تاکنون اموال زیادی ازمخفی گاه سارقان و مالخران کشف شده است. خبردستگیری اعضای این باند سی ویکم تیر درصفحه حوادث روزنامه خراسان منتشر شد.