جمعه ۶ شهريور ۱۴۰۵
اجتماعی

ماجرای مرموز «هیوا» | آخرین خبر

ماجرای مرموز «هیوا» | آخرین خبر
راه ترقی - تسنیم/ گاهی برای فهمیدن یک بحران محیط‌زیستی، لازم نیست به آمارهای بلند و گزارش‌های قطور نگاه کنیم؛ کافی است سرگذشت یک یوزپلنگ را ورق بزنیم. «هیوا» حالا فقط یک ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - تسنیم / گاهی برای فهمیدن یک بحران محیط‌زیستی، لازم نیست به آمارهای بلند و گزارش‌های قطور نگاه کنیم؛ کافی است سرگذشت یک یوزپلنگ را ورق بزنیم. «هیوا» حالا فقط یک نام در فهرست یوزهای توران نیست؛ او تبدیل شده به روایتی زنده از ابهام، تأخیر و پاسخ‌هایی که هر بار با یک پرسش تازه از راه می‌رسند.
ماجرا از 6 مرداد شروع شد؛ وقتی یکی از خبرگزاری‌ها مدعی شد هیوا اواخر سال گذشته از طبیعت زنده‌گیری و برای مدتی به مرکز تکثیر در اسارت منتقل شده است؛ روایتی که حتی از نگهداری 15 روزه این یوز در اسارت خبر می‌داد.
اما چند روز بعد، روایت رسمی محیط‌زیست کاملاً متفاوت بود؛ مدیرکل حفاظت محیط‌زیست سمنان گفت هیوا اصلاً زنده‌گیری یا بیهوش نشده و در دی و اسفند سال گذشته، پس از باز گذاشته شدن ورودی سایت، خودش وارد محوطه شده و سپس آنجا را ترک کرده است. همزمان تأکید شد که برای زنده‌گیری یوز از طبیعت باید مصوبه کمیسیون ملی یوزپلنگ آسیایی وجود داشته باشد و چنین مصوبه‌ای برای هیوا صادر نشده است.
اینجا نخستین علامت سؤال جدی شکل می‌گیرد: اگر هیوا هیچ‌گاه زنده‌گیری نشده، منشأ روایت انتقال او به مرکز تکثیر و نگهداری 15 روزه چه بوده است؟ و اگر چنین اتفاقی اساساً رخ نداده، چرا یک پاسخ رسمی و شفاف با ذکر جزئیات فنی، زمان، مکان، گزارش‌های پایش و مستندات موجود منتشر نمی‌شود تا پرونده همان‌جا بسته شود؟
اما ماجرا فقط به «زنده‌گیری یا زنده‌گیری نشدن» ختم نمی‌شود؛ چون در میانه همین جنجال، خودِ هویت زیستی هیوا هم به موضوعی مبهم تبدیل شد.
یوزی که پیش‌تر در روایت‌های رسمی ماده معرفی شده بود، بعدتر «نامشخص» شد و سپس در روایت‌های جدید، نر قلمداد شد. در بهار سال گذشته نیز در گزارشی از وضعیت یوزهای توران، جنسیت هیوا نامشخص اعلام شده بود. در مرداد امسال اما، این بار مسئله به نقطه‌ای رسید که مدیرکل محیط‌زیست سمنان به صراحت گفت جنسیت و وضعیت جسمی هیوا محل سؤال است و برای تشخیص قطعی، حتی زنده‌گیری و معاینه دامپزشکی مطرح شده است.
و بعد، فقط چند روز بعد، ورق برگشت.
در 29 مرداد اعلام شد که بررسی تصاویر و ویدئوهای باکیفیت دوربین‌های تله‌ای، جنسیت هیوا را به‌طور قطعی نر مشخص کرده است. یعنی یوزی که برای مدتی «ماده»، سپس «نامشخص» و بعد موضوع بحث درباره ضرورت زنده‌گیری برای تشخیص جنسیت بود، ناگهان با اتکا به تصاویر دوربین‌ها «قطعی» شد.
اینجا پرسش دیگری مطرح می‌شود؛ پرسشی که دیگر صرفاً درباره یک یوز نیست: اگر تصاویر باکیفیت و قابل استناد برای تعیین جنسیت هیوا وجود داشته، چرا پیش از آن گفته شد جنسیت او محل سؤال است و برای رفع ابهام، زنده‌گیری و معاینه دامپزشکی باید انجام شود؟
ممکن است پاسخ کارشناسی این باشد که کیفیت و زاویه تصاویر در دوره‌های مختلف متفاوت بوده و تشخیص قطعی صرفاً پس از ثبت تصاویر جدید امکان‌پذیر شده است. این توضیح از نظر فنی می‌تواند قابل بررسی باشد؛ اما مسئله اصلی جای دیگری است: چرا این زنجیره اطلاعات از ابتدا و به‌صورت شفاف در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت؟
در پرونده‌ای به اهمیت یوز آسیایی، مردم حق دارند بدانند چه تعداد یوز در طبیعت وجود دارد، هرکدام چه جنسیتی دارند، کدام یوزها زنده‌گیری شده‌اند، کدام‌ها به سایت تکثیر رفت‌وآمد داشته‌اند، چه تصمیم‌هایی درباره انتقال یا عدم انتقال آنها مطرح شده و دقیقاً چه مرجعی این تصمیم‌ها را گرفته است. حتی خود مدیرکل محیط‌زیست سمنان نیز تأکید کرده که تصمیم درباره انتقال یا رهاسازی یوزها نباید فردی باشد و باید یک کمیته تخصصی درباره آن تصمیم بگیرد.
پس چرا افکار عمومی باید هر چند روز یک‌بار، نه یک روایت رسمی کامل، بلکه تکه‌ای تازه از این پازل را از رسانه‌ها کشف کند؟
مشکل اصلی شاید همین‌جا باشد؛ نه صرفاً در سرنوشت هیوا، بلکه در شیوه مدیریت «پروژه یوز».
وقتی ابتدا خبر از زنده‌گیری مخفیانه منتشر می‌شود، بعد تکذیب می‌شود؛ وقتی جنسیت یک فرد از ماده به نامشخص و سپس نر تغییر می‌کند؛ وقتی یک روز گفته می‌شود وضعیت جسمی و جنسیت او محل سؤال است و روز دیگر گفته می‌شود تصاویر دوربین‌ها این موضوع را قطعی کرده‌اند؛ طبیعی است که افکار عمومی به جای اعتماد، گرفتار تردید شود.
این تردید الزاماً به معنای اثبات پنهان‌کاری نیست؛ اما شائبه پنهان‌کاری را به‌وجود می‌آورد و این مسئولیت سازمان حفاظت محیط‌زیست است که آن را با سند و اطلاع‌رسانی دقیق برطرف کند، نه با تکذیب‌های مقطعی.
پروژه‌ای که قرار است برای نجات یکی از در معرض انقراض‌ترین گونه‌های حیات‌وحش ایران نسخه بنویسد، نمی‌تواند خودش در تاریکی اطلاعاتی حرکت کند. تکثیر در اسارت، زنده‌گیری، پایش، شناسایی جنسیت و حتی تصمیم درباره حضور یا خروج یک یوز از طبیعت، همه موضوعاتی تخصصی‌اند؛ اما تخصصی بودن، مجوز محرمانه‌بودن نیست.
هیوا حالا بیش از آنکه فقط یک یوزپلنگ باشد، آینه‌ای شده که کیفیت حکمرانی محیط‌زیستی را نشان می‌دهد. اگر تصمیمی درست گرفته شده، چرا از انتشار جزئیات آن هراس داشته باشیم؟ اگر اشتباهی رخ داده، چرا نباید مسئولانه درباره آن توضیح داد؟ و اگر هیچ خطایی در کار نبوده، چرا اجازه می‌دهیم روایت‌های متناقض جای روایت رسمی و مستند را پر کنند؟
مسئله امروز این نیست که هیوا نر است یا ماده؛ مسئله این است که چرا مردم باید برای فهمیدن واقعیت یک یوز، از میان گزارش‌های رسانه‌ای، تکذیب‌ها، اصلاح روایت‌ها و ابهام‌های رسمی عبور کنند؟
یوزپلنگ ایرانی پیش از آنکه قربانی شکار، جاده، خشکسالی یا از دست رفتن زیستگاه شود، نباید قربانی بی‌اعتمادی هم بشود. اگر سازمان محیط‌زیست واقعاً برای نجات هیوا و دیگر یوزهای توران برنامه‌ای روشن دارد، وقت آن رسیده است که پرده را کنار بزند؛ چون در پروژه‌ای که نامش «حفاظت» است، پنهان ماندن حقیقت، خود می‌تواند به یکی از جدی‌ترین تهدیدها تبدیل شود.


نظرات شما