راه ترقی - روزنامه سازندگی / «پادرمیانی روسیه» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم کوروش احمدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
اعلام آمادگی دوباره روسیه برای کمک به حلوفصل اختلافات ایران و آمریکا همزمان با سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه این کشور، به تهران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که مسکو تا چه اندازه قادر است در گشودن گره مذاکرات دو طرف نقشآفرینی کند. با وجود روابط نزدیک تهران و مسکو و تجربه همکاری دو کشور در رابطه با محموله اورانیوم در دوره برجام بین ارائه کمکهای فنی و ایفای نقش میانجی در یک منازعه سیاسی و امنیتی، فاصلهای جدی وجود دارد. مهمترین ظرفیتی که روسیه میتواند در شرایط کنونی در اختیار مذاکرات ایران و آمریکا قرار دهد، کمک به تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی شده ایران در صورت دستیابی دو طرف به توافق است. مسکو در جریان اجرای برجام نیز چنین نقشی ایفا کرد و با دریافت اورانیوم غنی شده از ایران و تحویل کیک زرد به ایران به پیشبرد توافق کمک کرد. از این منظر، تکرار چنین الگویی میتواند یکی از گزینههای موجود برای کمک به حل اختلافات هستهای باشد؛ البته مشروط به آنکه تهران و واشنگتن ابتدا بر سر چارچوب توافق به تفاهم برسند. اظهارات اخیر ولادیمیر پوتین در نشست والدای نیز نوری بر این معادله انداخت. رئیسجمهور روسیه اعلام کرد که کشورش برای دریافت محموله اورانیوم ایران و کمک به حل این مسئله، آمادگی داشته و همچنان آمادگی دارد. به گفته او، پیشنهاد مسکو مورد پذیرش همه طرفها قرار گرفته بود اما دونالد ترامپ بعداً موضع خود را تغییر داد و خواستار انتقال این محموله به آمریکا شد؛ موضوعی که با مخالفت ایران روبهرو شد. پوتین افزود بعد از تغییر موضع آمریکا، علی لاریجانی پیشنهاد کرد که اورانیوم ۶۰ درصد با کمک روسیه در ایران رقیق شود؛ «اما من گفتم بعید است، آمریکا و اسرائیل قبول کنند. اما پیشنهاد ما همچنان روی میز است». با این حال در بررسی گزینههای موجود برای تعیینتکلیف ذخایر اورانیوم، راهکاری نیز در یادداشت تفاهم اسلامآباد مطرح شده است. در بند هشتم این سند از گزینه رقیقسازی اورانیوم در داخل ایران تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی و از طریق سازوکاری مورد توافق تهران و واشنگتن، سخن رفته است. این گزینه نشان میدهد که انتقال ذخایر به خارج از کشور، تنها مسیر برای حل مسئله نیست و آمریکا حداقل در گذشته با آن موافق بوده است. بنابراین پرسش این است که چرا در بحثهای مربوط به نقش روسیه، کمتر به این راهکار جایگزین توجه میشود. اما اگر موضوع اورانیوم را کنار بگذاریم، سوال این است که آیا مسکو میتواند ایران و آمریکا را به یکدیگر نزدیک کند و مذاکرات را از بنبست خارج سازد؟ در این زمینه تردیدهایی وجود دارد. اولویت اصلی روسیه، با فاصلهای قابلتوجه از سایر اولویتهای آن کشور، جنگ اوکراین است؛ جنگی که طی بیش از چهار سال، هزینههای سنگین مادی، سیاسی و اعتباری بر مسکو تحمیل کرده است. پوتین برای پیشبرد اهداف خود در این جنگ به ابزارها و فرصتهای مختلف نیاز دارد و بعید است، بخواهد با ورود مستقیم و بیطرفانه به پرونده ایران، ظرفیت و اعتبار دیپلماتیک خود را در معرض ریسک تازهای قرار دهد. از سوی دیگر، واشنگتن نیز ممکن است الزاماً از نقشآفرینی گسترده روسیه در اختلافات ایران و آمریکا استقبال نکند. روابط نزدیک تهران و مسکو میتواند نسبت به انگیزهها و بیطرفی میانجی روسی احتمالی برای واشنگتن تردید ایجاد کند. ضمن اینکه ایران نیز ممکن است با توجه به روابط بسیار نزدیک ترامپ و پوتین و اولویت مسئله اوکراین برای پوتین، تردیدهایی داشته باشد. چین نیز، با وجود قدرت و نفوذ بینالمللی، با دستورکارهای گستردهای روبهروست و ورود به میانجیگری پرمخاطرهای که احتمال شکست آن وجود دارد لزوماً در اولویت پکن قرار نمیگیرد. در چنین شرایطی، کشورهایی مانند عمان، پاکستان و قطر میتوانند گزینههای مناسبتری برای تسهیل ارتباطات، انتقال پیامها و فراهم کردن فضای گفتوگو باشند. در نهایت، روسیه میتواند در بخشهایی از پرونده هستهای ایران نقش مؤثری داشته باشد اما تبدیل این ظرفیت فنی به میانجیگری سیاسی فراگیر به اراده طرفین و شرایطی فراتر از روابط تهران و مسکو نیاز دارد. تا زمانی که چنین زمینهای شکل نگرفته نباید از اعلام آمادگی کرملین برای همکاری، انتظار میانجیگری جدی و کمک فوری برای شکستن بنبست مذاکرات ایران و آمریکا را داشت.