پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دانش

کاهش خطر سکته مغزی مجدد با «کنترل زودهنگام ریتم قلب»

کاهش خطر سکته مغزی مجدد با «کنترل زودهنگام ریتم قلب»
راه ترقی - ایسنا/ سکته مغزی ایسکمیک زمانی رخ می‌دهد که جریان خون به بخشی از مغز مسدود شود. در برخی بیماران، ضربان نامنظم قلب نیز وجود دارد؛ وضعیتی که می‌تواند با تشکیل ...
  بزرگنمايي:

راه ترقی - ایسنا / سکته مغزی ایسکمیک زمانی رخ می‌دهد که جریان خون به بخشی از مغز مسدود شود. در برخی بیماران، ضربان نامنظم قلب نیز وجود دارد؛ وضعیتی که می‌تواند با تشکیل لخته همراه باشد. پژوهشی تازه این موضوع را بررسی کرده که کنترل زودهنگام ریتم قلب پس از سکته چه ارتباطی با احتمال بروز دوباره سکته یا لخته دارد.
سکته ایسکمیک شایع‌ترین نوع سکته مغزی است و زمانی اتفاق می‌افتد که خون‌رسانی به بخشی از مغز مختل شود. قطع جریان خون باعث می‌شود سلول‌های مغزی اکسیژن و مواد مورد نیاز خود را دریافت نکنند. پیامدها بسته به محل و شدت آسیب متفاوت‌اند و می‌توانند از ضعف یا اختلال گفتار تا ناتوانی‌های جدی‌تر متغیر باشند. پیشگیری از سکته دوباره اهمیت زیادی دارد، زیرا وقوع مجدد آن ممکن است سلامت و توانایی فرد را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از مشکلات قلبی که در این خصوص بررسی شده، فیبریلاسیون دهلیزی است؛ نوعی ضربان نامنظم و اغلب بسیار سریع قلب. این وضعیت می‌تواند احتمال تشکیل لخته را افزایش دهد و لخته‌ها ممکن است به بخش‌های دیگر بدن بروند. برای کنترل آن، پزشکان می‌توانند از دارو، شوک الکتریکی کوتاه برای بازگرداندن ریتم قلب، یا روشی به نام ابلیشن استفاده کنند. در ابلیشن، با گرما، سرما یا انرژی الکتریکی بخش کوچکی از بافت قلب تغییر داده می‌شود تا پیام‌های الکتریکی نابهنجار مسدود شوند. پژوهشگران می‌خواستند بدانند کنترل زودهنگام ریتم قلب در افرادی که هم سکته ایسکمیک و هم فیبریلاسیون دهلیزی دارند، با خطر سکته یا لخته بعدی ارتباط دارد یا نه.
محققان دانشگاه کیوتو در ژاپن این موضوع را بررسی کرده‌اند. آن‌ها ارتباط میان شروع زودهنگام درمان برای بازگرداندن ریتم طبیعی قلب و احتمال بستری‌شدن دوباره به دلیل سکته ایسکمیک یا لخته در بخشی دیگر از بدن را سنجیدند. منظور پژوهشگران از «زودهنگام»، آغاز این درمان‌ها در فاصله‌ای تا هشت هفته پس از سکته بود.
پژوهشگران اطلاعات بیش از ۱۴ هزار بیمار بستری‌شده را بررسی کردند که هم سکته ایسکمیک داشتند و هم به فیبریلاسیون دهلیزی مبتلا بودند. میانگین سن این افراد ۸۳ سال بود. از میان آن‌ها، ۲۶۸ نفر، یعنی حدود دو درصد، درمان زودهنگام برای کنترل ریتم قلب دریافت کردند. ۲۰۶ نفر دارو گرفتند، ۶۸ نفر تحت ابلیشن قرار گرفتند و برای ۳۲ نفر شوک الکتریکی به کار رفت؛ برخی بیماران نیز بیش از یک روش درمانی دریافت کرده بودند. سپس محققان بررسی کردند چه تعداد از افراد دوباره به دلیل سکته ایسکمیک یا لخته در بخش دیگری از بدن در بیمارستان بستری شدند. آن‌ها همچنین هنگام مقایسه گروه‌ها، تفاوت‌هایی مانند بیماری‌های دیگر، شکنندگی جسمی و شدت سکته را در محاسبات خود لحاظ کردند.
در دوره بررسی، که در مجموع بیش از ۲۳ سال پیگیری را در بر می‌گرفت، ۱۲۵۷ نفر دچار سکته دوباره یا لخته شدند. از این افراد، ۱۳ نفر در گروهی بودند که درمان زودهنگام کنترل ریتم قلب را دریافت کرده بود و ۱۲۴۴ نفر چنین درمانی نگرفته بودند. «سالِ پیگیری» واحدی است که هم تعداد افراد و هم مدت زمانی را که هر فرد در پژوهش دنبال شده، در نظر می‌گیرد. پس از تعدیل تفاوت‌های میان گروه‌ها، پژوهشگران برآورد کردند که خطر پنج‌ساله سکته دوباره یا لخته برای دریافت‌کنندگان درمان زودهنگام ۸ درصد بوده است؛ این رقم در افرادی که چنین درمانی نگرفته بودند ۱۴ درصد بود.
بر اساس محاسبات پژوهشگران که نتایج تحقیق‌شان در مجله Neurology، نشریه رسمی آکادمی نورولوژی آمریکا منتشر شده‌اند، درمان زودهنگام با ۴۴ درصد خطر کمتر سکته یا لخته همراه بود. همچنین این درمان با ۲۸ درصد خطر کمتر مرگ به هر علت ارتباط داشت. این ارقام نشان‌دهنده تفاوت خطر میان گروه‌ها در بررسی انجام‌شده‌اند.
محققان می‌گویند افرادی که سکته ایسکمیک داشته‌اند معمولاً داروهای ضدانعقاد دریافت می‌کنند؛ این داروها احتمال لخته‌شدن خون را کاهش می‌دهند و برای پیشگیری از سکته دوباره به کار می‌روند. به گفته آن‌ها، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند کنترل زودهنگام ریتم قلب نیز ممکن است در آینده به‌عنوان راهبردی دیگر برای پیشگیری بررسی شود و شروع آن می‌تواند در بازه‌ای تا هشت هفته پس از سکته انجام گیرد. این نکته البته به معنای جایگزین‌شدن درمان تازه به‌جای داروهای ضدانعقاد نیست.


نظرات شما